نقد مارکسیستی-لنینیستی به ایده الیسم بورژوایی مکتب فرانکفورت

یک نقد مارکسیستی-لنینیستی از مفاهیم «دیالکتیک نفی» و «الهیات نفی» در دیدگاه فرانکفورت باید در چارچوب گسترده‌تر نبرد تاریخی و ایدئولوژیک میان ماتریالیسم انقلابی و ایده الیسم بورژوایی آغاز شود. هرچند دیدگاه فرانکفورت خود را در چارچوب مارکسیسم می گذارد، کژاندیشی اندیشه—به‌ویژه نپذیرفتن سوسیالیسم علمی، ماتریالیسم تاریخی و نقش …

مارکسیسم انقلابی در تقابل با چپ رفرمیست

چپ انقلابی باید با پیگیری استراتژی انقلابی در پایبندی به دیدگاه طبقاتی در نبرد اجتماعی، بتواند با مرزهای روشن در برابر «چپ» غیرانقلابی، رفرمیستی و سوسیال‌دموکراتیک راست، دیدگاه سیاسی مستقل خود را به پیش بگذارد. نباید زیر تأثیر دیدگاه‌های ضدکمونیستی که مارکس، انگلس، لنین و دیگر اندیشمندان مارکسیست را …

چشم‌انداز طبقه‌ی کارگر و ضرورت برنامه‌ریزی سیاسی رادیکال

طبقه‌ی کارگر در اروپای غربی، با وجود عدم تجربه‌ی انقلاب‌های کلاسیک، به دستاوردهای مهمی در قرن گذشته دست یافته است. این دستاوردها حاصل آگاهی طبقاتی، سازمان‌یابی اتحادیه‌ای، مبارزات سیاسی و فشار اجتماعی بود که در دوران پس از جنگ جهانی دوم، منجر به ایجاد دولت رفاه شد. دولت رفاه، …

اقتصاد نپ لنینی: گذر دگرگونی‌خواه، آموزه‌های تاریخی و پیامدهای جهانگیر

مقاله ۱۶/۱۴۰۴۲۲ تیر ۱۴۰۴، ۱۳ جولای ۲۰۲۵ پیش‌گفتار انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ نه تنها بنیاد نظم کهن را در هم شکست، بل‌که پرسشی ژرف را پیش‌روی جنبش‌های سوسیالیستی گذاشت: چگونه می‌توان میان پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی پیوندی ناگسستنی فراهم کرد؟ این پرسش، که در دهه‌های پسین به چالشی محوری برای …

تحولات ساختار شغلی، تمرکز شهری و وضعیت بازار کار

در قرن گذشته، ساختار شغلی در اروپای غربی به‌طور اساسی دگرگون شده است. اشتغال در بخش کشاورزی، که زمانی ستون فقرات اقتصاد بود، با مکانیزه‌شدن تولید، کاهش قیمت‌ها، و انتقال منابع به صنایع سودآورتر، رو به زوال گذاشت. در نتیجه، روستاها جمعیت خود را از دست دادند و حاشیه‌نشینی …

تحولات تاریخی، اقتصادی و شکل‌گیری طبقات اجتماعی

از میانه‌ی قرن نوزدهم تا دهه‌ی ۱۹۲۰، کشورهای اروپای غربی وارد مرحله‌ی نوینی از تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شدند. فرایند دولت-ملت‌سازی، با تمرکز قدرت، ترسیم مرزهای ملی و تعریف تابعیت مدرن، به ملت‌ها شکل تازه‌ای از هویت سیاسی بخشید. در این بستر، طبقه‌ی بورژوازی با تکیه بر سرمایه‌ی …

اتحادیه‌ها: یا با انقلاب یا علیه آن

در دوران سرمایه‌داری آزاد، اتحادیه‌های کارگری می‌توانستند خود را دموکراتیک و بی‌طرف بنامند—سازمان‌هایی که صرفاً به مطالبات روزمره کارگران پاسخ می‌دادند و از درگیری مستقیم با قدرت سیاسی پرهیز می‌کردند. اما این دوران دیگر سپری شده است. امروز، اتحادیه‌ها نمی‌توانند نقش آنارشیستیِ بی‌طرفانه‌ای ایفا کنند، گویی دولت و ساختار …

اتحادیه‌های کارگری در عصر امپریالیسم: نبردی برای رهایی یا ابزار سرکوب؟

در دوران کنونی، که ویژگی آن زوال تاریخی امپریالیسم و تشدید تضادهای طبقاتی است، پرسش از امکان یا عدم امکان «استقلال اتحادیه‌های کارگری» به‌خودی‌خود گمراه‌کننده است. آنچه باید پرسیده شود، این است: کدام اتحادیه، و در خدمت کدام طبقه؟ اتحادیه‌هایی که صرفاً در پی چانه‌زنی محدود با سرمایه‌داران‌اند، حتی …