پس از فروپاشی شوروی، امپریالیسم آمریکا به این نتیجه رسید که رهبری جهان را بر عهده دارد و نیازی به توجه به خطوط قرمز، نگرانیها، دیدگاههای امنیتی یا تعهدات بینالمللی در مقابل دیگر کشورها و یا احترام به چارچوب سازمان ملل ندارد. پس از جنگ عراق، امپریالیسم اروپا به رهبری اتحادیه اروپا سیاست خارجی نسبتاً مستقل خود را کنار گذاشت و تنها به دنبالهروی از آمریکا پرداخت.
اکنون که ترکیب حاکمیت آمریکا تغییر کرده است و ترامپ خواهان گفتوگو با روسیه است، اتحادیه اروپا با امتناع از گفتوگو با مسکو، راه ناامنی را انتخاب کرده است. این سیاست کاملاً غیرمنطقی است، زیرا حتی ژنرالهای نظامی نیز بر این باورند که بدون گفتوگو با طرف مقابل، حل مناقشات ممکن نیست.
بزرگترین مانع برای صلح، عدم اعتماد بین طرفین است. غرب سالهاست که روسیه را همچون هیولایی جنگطلب و تهدیدی برای امنیت جهانی به تصویر کشیده است. این تصویرسازی مداوم باعث شده است که جامعه غربی به طور فزایندهای از روسیه بترسد و این ترس به سیاستهای خصمانه علیه مسکو دامن بزند.
در چنین شرایطی، گفتوگو از اهمیت بالایی برخوردار است. نخستین گام برای رسیدن به صلح، از بین بردن این تصویر هیولایی از روسیه است. در حالی که دولت ترامپ گفتوگو با روسیه را ممکن میداند، اتحادیه اروپا همچنان بر طبل جنگ میکوبد.
سیاستمداران اروپا بدون داشتن شناخت دقیق از محتوای نظامی، به برنامه میلیتاریسمی حدود ۱۰۰۰ میلیارد یورویی رأی مثبت دادهاند. در این برنامه حتی چند میلیون یورو نیز برای گسترش گفتوگو و صلحطلبی در نظر گرفته نشده است.
روسیه بارها اعلام کرده است که اتحادیه اروپا به جای حرکت به سمت صلح، به دنبال تداوم درگیری و افزایش فشارها بر مسکو است. این رویکرد میتواند نهتنها بر روابط روسیه و اروپا تأثیر بگذارد، بلکه باعث پیچیدهتر شدن اوضاع امنیتی جهان نیز شود.


دیدگاهتان را بنویسید