سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی جمهوری اسلامی، با تضعیف قدرت چانهزنی کارگران، به افزایش بهرهکشی از آنها انجامیده است. خصوصیسازیهای گسترده، گسترش قراردادهای موقت و نابودی امنیت شغلی، ابزارهایی هستند که طبقه کارگر را تحت فشار قرار دادهاند. دولت با افزایش سن بازنشستگی، کاهش دستمزدهای واقعی و حذف حمایتهای اجتماعی، بار بحران اقتصادی را بر دوش زحمتکشان انداخته است.
حداقل دستمزد ۸.۵ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۳، حتی کفاف هزینههای اولیه زندگی را نمیدهد، در حالی که نرخ تورم به بیش از ۴۰ درصد رسیده است. اتحادیههای مستقل کارگری حداقل دستمزد قابل قبول را ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان اعلام کردهاند.
مرگ کارگران در محیطهای کاری نیز به یک فاجعه تبدیل شده است. بر اساس آمار رسمی، تنها در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، نزدیک به ۴۰۰۰ کارگر جان خود را از دست دادهاند. در میانهی روز ششم اردیبهشت، انفجار پرهیاهو در بندر شهید رجایی بندرعباس، بار دیگر داغی تازه بر تن کارگران نشاند. بار دیگر رخدادی خونبار نشان داد که جان کارگر در چشم سران رژیم ارزشی ندارد.
سرکوب و نبود تشکلهای مستقل
جمهوری اسلامی هرگونه تلاش برای تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری را سرکوب میکند. در سالهای اخیر، بیش از ۲۰۰ فعال کارگری بازداشت شدهاند، در حالی که خانه کارگر، نهاد فرمایشی دولت، تنها تشکل به رسمیت شناخته شده است.
با این حال، جنبش کارگری ایران نشان داده که در حال رشد است. از اعتراضات کارگران نیشکر هفتتپه تا اعتصابات کارگران فولاد اهواز، مبارزه برای دستمزدهای معوقه و شرایط کاری بهتر ادامه دارد. در سالهای ۱۴۰۲-۱۴۰۳، بیش از ۵۰۰۰ اعتراض کارگری ثبت شده است.
اول ماه مه و امید به آینده
آینده از آن کسانی است که با همبستگی و سازماندهی، در برابر ستم اقتصادی ئولیبرالی و سیاسی میایستند.
سرنگون باد نظم سرمایهداری-دینی!


دیدگاهتان را بنویسید