⚔️
یکی از بحثبرانگیزترین وقایع تاریخ ایران باستان، ماجرای «بردیای دروغین» است؛ عنوانی که طی دو هزار سال بارها تکرار شده و در ذهن ما تثبیت گردیده است.
📜 اما بررسی دقیق منابع یونانی و سنگنوشتهها تصویر دیگری ارائه میدهد: برخلاف روایت رسمی، بردیا دروغین نبود؛ او پسر کورش و برادر کمبوجيه بود که پس از مرگ برادرش به شورش مردمی پیوست و در میان مردم محبوبیت فراوانی یافت.
🌾 روایتها نشان میدهد که بردیا پس از به قدرت رسیدن، مالیاتها را لغو کرد و گندم را میان مردم فقیر تقسیم نمود. این اقدامات طبیعی بود که خشم اشراف و دربار را برانگیزد.
⚡ سرانجام به رهبری داریوش، کودتایی صورت گرفت و بردیا همراه با هزاران تن از پیروانش کشته شد. برای توجیه این قتل، افسانه «گئومات مغ» و بردیای دروغین ساخته شد؛ افسانهای که «کودکانه و ناشیانه» است.
❓ تناقضها واضح است: اگر گئومات آنچنان شبیه بردیا بوده که اشراف هفت ماه او را نشناختند، چگونه همسر بردیا که شبانهروز کنار او بوده متوجه نشد؟
👑 این افسانه نمونهای بارز از ساخت روایت رسمی توسط فاتحان است. آنها خود را ناجیان کشور معرفی کردند و قیام مردمی را «طغیان» نامیدند. در نتیجه، روایت حقیقی حذف شد و کودتاگران به لقبهای «کبیر» و «بزرگ» مزین شدند.
✊ امروز که اسناد و تحقیقات جدید منتشر شده، وقت آن رسیده که از بردیا اعاده حیثیت شود؛ شخصیتی که نماد اعتراض اجتماعی و عدالتخواهی در ایران باستان بود.
📖 بازخوانی این بخش از تاریخ تنها یک اصلاح علمی نیست؛ بلکه یادآوری این حقیقت است که صدای مردم در بسیاری از وقایع تاریخی خاموش شده و جای آن را روایت صاحبان قدرت گرفته است.
با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری


دیدگاهتان را بنویسید