من کِیستم؟
من درد رنجبران
و خشم طغیان بیکَسی کارگران
من بانگ رنج و مُزد
من آتش فشانِ کارخانهها
من عصیان زنان عاصی
من زندگی پرشور زنان
من شورشگر زمانهی ناامیدی
من شریفه دورانِ بیشرافتی
من بخشا کردستان و
وریشه سنندج
ژینای سَقز و نیکا و سارینا
من بلبل مرغزار خشکیده ایران
و ستم کارخانجات ایران
من شریفه محمدیام
که به نام بی دینی و اغتشاش، چون سَربداران
سربدار خواهم شد
ژاله آذری
۳۰ امرداد ماه ۱۴۰۴


که می خواهند
سر بدارم …. بکنند
بجای. . . سربدار خواهم شد.
اکر ما در شعر، حرکت مثبتی را خبر رسانی کنیم ، به نفع جنبش مردمی
و اگر حرکتی منفی را
پیشاپیش
خبر رسانی کنیم
علیه خلق است. چون آنچه را که مردم می توانیم متوقف کنند، نادیده گرفته است. و حکم را بر کنش ظالمان ، مسلم کرده است.