۸۰ سندیکای کارگری جهان خواهان آزادی محمد حبیبی و اسماعیل عبدی شدند

از اخبارروز

اسماعیل عبدی و محمد حبیبی

شبکه سندیکائی جهانی همبستگی و مبارزه؛ متشکل از بیش از ۸۰ سندیکا و تشکل کارگری در سراسر دنیا در نامه ای به علی خامنه ای رهبر حکومت ایران خواستار آزادی فوری دو تن از معلمین دربند، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی و نیز همه سندیکالیست ها، معلمان، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران و حقوق بشر در ایران شده است.

به گزارش  همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه؛ متن این نامه که در روز ۲۷ آوریل در پاریس منتشر شده، و امضاهای آن به شرح زیر است:

ما دستگیری مجدد اسماعیل عبدی و اخراج محمد حبیبی از وزرات آموزش را قویاً محکوم می کنیم

آقای رهبر

سازمان ھای سندیکایی عضو « شبکه سندیکائی جھانی ھمبستگی و مبارزه »، توجه شما را نسبت به وضعیت معلمان ایرانی اسماعیل حبیبی و محمد حبیبی جلب می کند.

ما دستگیری مجدد اسماعیل عبدی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) را محکوم می کنیم. عبدی در ۱۷ مارس ۲۰۲۰ از زندان آزاد می شود، اما در ۳۱ آوریل زمانی که برای تمدید مرخصی به دفتر دادستانی زندان اوین مراجعه می کند، دوباره دستگیر و زندانی می شود. با توجه به شرایط کنونی و خطر مهار نشده شیوع کرونا ویروس کووید۱۹ در ایران، که شرایط غیر بهداشتی زندان ها و بازداشتگاه ها در ایران بر وخامت اوضاع افزوده، زندانی شدن حبیبی در چنین شرایطی جانش را در معرض خطر قرار می دهد. آقای اسماعیل عبدی، که قصد تهیه ویزای سفر به کانادا را داشت در ماه ژوئن ۲۰۱۵ دستگیر می شود. عبدی به عنوان مسئول سندیکای معلمان قصد داشت که در هفتمین کنگره جهانی آموزش بین المللی شرکت کند.‏ پس از دستگیری به زندان اوین انتقال داده می شود و از آن زمان زندانی بوده است. از همان زمان دستگیری اش سازمان های آموزش بین المللی، عفو بین الملل، سندیکاهای فرانسوی و شبکه ما کارزارهایی برای آزادی اش به راه انداخته اند.

ما هم چنین خواستار آزادی بی قید شرط و فوری محمد عبدی، یک عضو دیگر هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران هستیم. در تاریخ ۴ اوت ۲۰۱۸ محمد حبیبی به ده سال و نیم حبس محکوم شد. مضافا آن که دادگاه او را به ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی محکوم کرد. او در ماه مه در حالی که در یک تظاهرات آرام شرکت داشت، دستگیر می شود و از آن تاریخ در زندان در شرایط بسیار دشواری به سر می برد. اخیرا خانواده اش نامه اخراجش از ورزارت آموزش و پرورش را دریافت کرده اند.

از نظر ما اخراج حبیبی، دستگیری مجدد عبدی، و دستگیری های اخیر سندیکالیست ها، نویسندگان و فعالین  حقوق انسانی مؤید موج جدیدی از سرکوب به منظور ایجاد وحشت و ترس در آستانه اول ماه مه روز جهانی کارگر وخاموش کردن صدای آن ها است.

ما سازمان های سندیکایی امضا کننده این نامه این، اعمال سرکوبگرایانه و اذیت و آزارهای غیرقابل تحمل علیه معلمان، سندیکالیست ها، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران  و حقوق بشر در ایران را قویاً محکوم می کنیم.

از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده، از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل، حق برگزاری تجمعات، حق اعتصاب، و حق قراردادهای جمعی، احترام بگذارد.

ما قویاً خواهان آزادی بدون قید و شرط  و فوری همه سندیکالیست ها، معلمان، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران  و حقوق بشر و فعالین زندانی در ایران هستیم.

اتحادیه کارگری و مردمی برزیل (CSP-Conlutas) –  برزیل

کنفدراسیون عمومی کار (CGT) – اسپانیا

اتحادیه سندیکای همبستگی –  (Solidaires) فرانسه

کنفدراسیون عمومی کار – (CGT-B)  بورکینافاسو

کنفدراسیون جنبش مردم اندونزی (KPRI) – اندونزی

کنفدراسیون سندیکایی – (Intersindical) اسپانیا

اتحادیه ملی مستقل کارکنان دولت (SNAPAP) – الجزایر

نبرد کارگر – هائیتی

اتحادیه سندیکایی ایتالیایی – (USI) ایتالیا

کنفدراسیون ملی کارگران – همبستگی کارگری (CNT SO) فرانسه

اتحادیه کمیسیون های پایه (CO.BAS) – اسپانیا

سازمان مستقل عمومی کارگران هائیتی – (OGTHI)  هائیتی

سندیکای بین حرفه ای  (SI COBAS) -ایتالیا

کنفدراسیون ملی کار (CNT-f) –  فرانسه

سندیکای آلترناتیو کاتالونی  (IAC) –  اسپانیا

اتحادیه عمومی کارگران صحرا –  (UGTSARIO) صحرای غربی

همگرایی چپ سندیکایی  (ESK) -باسک

کنفدراسیون ملی کارگران سنگال (CNTS / FC) – سنگال

فدراسیون اتحادیه های مستقل کارگری (EFITU) –  مصر

سندیکای خودمدیریتی کارگران – (SIAL-COBAS) ایتالیا

فدراسیون عمومی اتحادیه های مستقل (GFIU) – فلسطین

کنفدراسیون طبقه کارگر  (CCT) – پاراگوئه

شبکه همبستگی کارگران –  پرو

اتحادیه مترقی کارگران نیجر (USPT) – نیجر

اتحادیه ملی سندیکاهای مستقل کارگران سنگال (UNSAS) – سنگال

اتحادیه ملی برای دفاع از طبقه کارگر (UNT) – السالوادور

همبستگی کارگری (SO) – اسپانیا

اتحادیه ملی کارگران راه آهن، دریایی و حمل و نقل –  (RMT / TUC) انگلستان

مرکز ملی کارکنان – کنفدراسیون اتحادیه های کارگری مسیحی  (CNE / CSC) -بلژیک

اتحادیه ملی کارگران کشاورزی – (SINALTRAINAL / CUT)  کلمبیا

فدراسیون عمومی پست، تلفن و مخابرات – اتحادیه عمومی کار (FGPTT / UGTT) –  تونس

اتحادیه کارگری –  اتحادیه کارکنان بخش مالی یونان

اتحادیه ملی کارگران خدمات بهداشتی انسانی(SYNTRASEH) – بنین

اتحادیه کارگران فیوچرز (ASFOC-SN) –  برزیل

سازمان های سندیکایی مستقل راه آهن (ORSA Ferrovie) –  ایتالیا

اتحادیه ملی معلمان – (UNNOH) هائیتی

کنفدراسیون متحده کارکنان دانشگاه تحقیقات دانشگاهی پایه (CUB SUR) – ایتالیا

کنفدراسیون متحد کارگران مهاجر (CUB Immigrazione) – ایتالیا

هماهنگی خود مدیریتی حمل و نقل  (CAT) ایتالیا

 کنفدراسیون متحده کارکنان اعتبارات و بیمه  (CUB SALLCA) – ایتالیا

اتحادیه کارگران راه آهن – اتحادیه ملی کارگران (SYTRAIL / UNTM) –  مالی  

اتحادیه کارگران صنایع غذایی – کنفدراسیون اتحادیه های کارگران انقلابی – (GIDA-IŞ / DISK) ترکیه

اتحادیه ملی کارگران قطار کوچک آبی (SNTPTB) –  سنگال

انجمن ملی کارکنان صندوق تامین خدمات اجتماعی (ANFACSS) – پاناما

شورای دبیرستان های (CLA) –  الجزایر

کنفدراسیون متحده حمل و نقل (CUB Trasporti) –  ایتالیا

اتحادیۀ همبستگی آموزش عالی(SESS) –  الجزایر

اتحادیه کارگران خدمات پستی فلسطین (PPSWU) – فلسطین

اتحادیۀ دانشجویان (USE) –  بلژیک

اتحادیه کارگران مخابرات (STCC) – پرتغال

اتحادیه کارگران صنایع نفت (Sinutapetrolgas) –  ونزوئلا 

اتحادیه کارکنان بهداشتی و کارکنان دولتی مکزیک

اتحادیه کارگران پست کانادا (STTP) – کانادا

سندیکای مستقل کارگران پست (SAP) – سوئیس

فدراسیون ملی خبرنگاران آموزش و پرورش (SUTEChili) –

پلتفرم ملی سازمان های حرفه ای بخش عمومی – ساحل عاج

اتحادیه کنگره، لیورپول –  (TUC Liverpool) انگلیس

سندیکای مستقل ایالتی برشا (ORMA Brescia) – ایتالیا

فدراسیون سندیکایی خدمات دولتی SUD، کانتون ود  Vaud (SUD Vaud) – سوئیس

اتحادیه کاتالونیا (Metro SU) – کاتالونیا

 اتحادیه چرم سازان توزلا و ازمیر –  (DERİ-İŞ Tuzla et Izmir) ترکیه

اتحادیه دیگر، کانتون ود (L’autre syndicat)  سوئیس

سندیکای خدمات عمومی، شهر بروکسل (CGSP / FGTB Brussels) – بلژیک

کارگران انترناسیونالیست  ای. گ. متال برلین (IG Metall Berlin) – آلمان 

دانشگاه بوینس آیرس، بهیا بلانکا  (SUTEBA / CTA de Bahia Blanca) – آرژانتین

اتحادیه کارگران صنایع نفت و گاز خصوصی – /CGT) ( Chubut   آرژانتین

اتحادیه کارکنان دانشگاه و کالج  UCU لیورپول (UCU Liverpool) – انگلستان

کارگران صنایع جهان – کمیسیون همبستگی بین المللی – (IWW)

تبادل اطلاعات بین المللی آلمان (TIE) آلمان

گرایش بین المللی (رهایی) –  فرانسه

ردیاب جهانی مانیتورینگ (GMO) – هنگ کنگ

گرایش سندیکالیست انقلابی (CSR) – فرانسه

نه به تضعیقات، هماهنگی مبارزه  – ایتالیا

همبستگی سوسیالیستی با کارگران در ایران (SSTI) – فرانسه

ابتکار همبستگی پایه (BASO) – آلمان

مقاومت کارگری – کارگران فیات-ایریس بوس – ایتالیا

 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تھران و حومه




هرکسی از ظن خود دشنام داد!

مقدمه برای مقاله ی فرج الهی که به صورت ابرازنظر نیز ارسال شده است:
دو سوی نبرد طبقاتی تفکیک ناپذیر است

توضیح های روشنگرانه و افشاگرانه ی رفیق کاظم فرج الهی مستدل و پیگیر است. استدلال درست است که در سویه ی نبرد صنفی- مطالباتی در نبرد طبقاتی، مبارزه می تواند تنها در چارچوب شرایط حاکم عملی گردد. چه بسا برای دوران های طولانی به مبارزه در «سندیکاهای زرد» محدود بماند!
سازش های ضروری در این نبرد، سازش هایی منطقی هستند و چه بسا اجتناب ناپذیر، که ناشی از شرایط، ازجمله ناشی از تناسب قوا میان طبقات متخاصم در نبرد طبقاتی هستند.
نقد این سازش ها نمی تواند نقدی خارج از سویه ی نبرد صنفی- مطالباتی لحظه و خارج از شرایط حاکم بر آن عملی گردد. نمی توان نقد این سویه از نبرد را با ضرورت گذار از سرمایه داری مستدل ساخت که به نوبه ی خود، وظیفه ای مبرم و انکار ناپذیر است.
در برابر هم قرار دادن دو سویه ی نبرد طبقاتی، یعنی سویه نبرد صنفی- مطالباتی و سویه حل تضاد اصلی در جامعه ی سرمایه داری، یعنی مبارزه برای گذار انقلابی از سرمایه داری، نادرست است. این دو سویه تفکیک ناپذیر هستند و کلیتی یک پارچه را تشکیل می دهند. بدون مبارزه ی سوسیالیستی که به معنای انتقال آگاهی طبقاتی به درون زحمتکشان است، نبرد طبقاتی به سطح انقلابی فرا نمی روید. انتقال آگاهی طبقاتی وظیفه ای است که باید در جریان مبارزات روزمره مطالباتی به پیش برده شود.
تنها با توجه به چنین رابطه ی دیالکتیکی میان مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی و سوسیالیستی که باید با ارایه جایگزینی که باید برپاداشت همراه باشد، نبرد طبقاتی همه جانبه نخواهد بود و می تواند به راست و چپ انحراف یابد.

فرهاد عاصمی (توده ای ها)

کاظم فرج الهی از اخبارروز

خروجی نشست ویژه تعیین مزد شورایعالی کار در نیمه شب بیستم فروردین ۹۹ گرچه دور از انتظار نبود اما از روال گذشته بسیار ناعادلانه تر بود. مزد مصوب بقدری ناچیز و ناعادلانه بود که “نمایندگان کارگری شورایعالی کار” یعنی کسانی که در جایگاه نماینده کارگران در شورایعالی کار نشسته بودند برخلاف روش گذشتگان خود در تمامی سال های گذشته، از تایید و امضا کردن آن خود داری کردند؛ امری که عده ای به غلط آن را خیمه شب بازی خواندند! بر بستر فقر و فلاکت رشد یابنده در زندگی بیشترین شمار مزد و حقوق بگیران طی دهه های گذشته، این بی عدالتی چنان سخت بود که در همان ساعات اول صبح روز بعد و در آن شرایط و محدودیت های ناشی از بحران بیماری کرونا و قرنطینه تعجب و واکنش همگان را برانگیخت. بخشی از این واکنش ها به نوشتن یک بیانیه اعتراضی با بیش از شش هزار امضا منتهی شد. بیشترین شمار این امضاها از آن کارگران بخش های مختلف در تهران و دیگر شهرها و مناطق کارگری مختلفی بود که در آن شرایط با زحمت توانسته بودند به شبکه و فضای مجازی دسترسی داشته باشند و حمایت کنند. اما آنچه که پس از انتشار بیانیه و امضاها مایه شگفتی بیشتر شده واکنش های منفی و متفاوت و بعضا تکرار شونده برخی از محافل و افراد موسوم به فعالان کارگری نسبت به این بیانیه اعتراضی است.  

گروه هایی از کارگران و محافل دوستدار طبقه کارگر بنا به دلایل و تحلیل های ویژه خود این نوع واکنش و اعتراض را مناسب و کافی یا خالی از اشکال ندانسته و از پیوستن، امضا و حمایت آن خود داری کردند؛ امری طبیعی. قرار هم نیست همه به یک شکل فکر و یکسان عمل کنند. اما بخش کوچکتری که بهتر است دوستان نابخرد نامیدشان، در نوشته ها و تریبون های مختلف به تحریف و تحریک و نسبت دادن عناوینی نامربوط پرداختند: مانند رفرمیست و اصلاح طلب، طرفداری و تایید سه جانبه گرایی، حامی شورای اسلامی کار و نمایندگان آن در شورایعالی کار و حتا حمایت از قانون کار و تحکیم جمهوری اسلامی. پاره ای متاسفانه بی درایتی را به جایی رسانده اند که حتا نام کسانی را، با حدس و گمان، به عنوان نویسنده و سازمان دهنده این بیانیه در به اصطلاح نقد های خود ذکر می کنند. کاری که فقط خوشایند میز محاکمه و بازجویی می تواند باشد. گویا اصلا به مغزشان خطور هم  نمی کند که در این دوره و با این همه دسترسی به امکانات ارتباطی تهیه و تنظیم یک بیانیه که قرار است عده ای امضا کنند حاصل کار یک فرد نمی تواند باشد و توهین به خرد و شعور دیگران است که بگوییم دنباله روانه متنی را تایید کرده باشند.

برای رفع هر گونه سوء تفاهم لازم است یک نکته روشن دوباره تکرار شود: کسانی که در جایگاه نماینده کارگری شورایعالی کار قرار میگیرند  نماینده گروهی از کارگرانند که البته در ساز و کاری که چندان هم اصولی نیست انتخاب شده اند اما (و این اما خیلی مهم است) نماینده کارگر بودن فی نفسه بار مثبت یا منفی ندارد؛ نماینده کارگران می تواند خادم باشد، ممکن است از ابتدا خائن بوده و تحت شرایط خاصی گزینش شده باشد یا در تند پیچی بلغزد و خیانت کند. صرفا به اعتبار داشتن نمایندگی نمی توان به کسی تایید صلاحیت یا بار مثبتِ پیشرو و انقلابی بودن داد همانگونه که نفس کارگر بودن یا ادعای فعال کارگری نمی تواند لزوما برای کسی ویژگی پیشرو و ترقی خواه بودن را به ارمغان آورد. اشخاص متعددی که طی سی سال گذشته بر صندلی های “نمایندگان کارگری شورایعالی کار” نشسته اند همگی برگزیدگان یک تشکل کارگری موسوم به “شورای اسلامی کار” هستند که عده ای از کارگران (تحت هر شرایطی) به آن ها رای داده اند. فارغ از سوابق منفی اولیه، این تشکل کارگری نه مستقل است و نه صنفی؛ اضافه بر ایدئولوژیک بودن، ساز و کارِ تشکیل و اساسنامه آن نیز ایرادات بسیار دارد و از جمله زمینه های قوی برای دخالت و امریت دولت و کارفرما دارد. اما این ابدا بدان معنا نیست که کارگران سالم و مستقل بویژه در بدنه و پایه های این تشکل نمی توانند حضور داشته باشند. از این گذشته، تشکل موسوم شوراهای اسلامی کار حتا در میان تشکل های رسمی (و البته نامستقل) موجود نیز نه تنها حایز اکثریت که حتا بزرگترین تشکل هم نیست. جهت روشن شدن اذهان دوستانی  که مسایل درون محیط های کار را بخوبی نمی دانند لازم است گفته شود که امروزه در جامعه کارگری همه ی کسانی از که نزدیک دستی بر آتش دارند  واقعیتِ ماهیت، وابستگی و عدم استقلال و حد پایین ظرفیت و توانایی هایی ادعایی تشکل های رسمی بخوبی روشن است؛ حتا کسانی که در محیط های کار ناگزیز به این ها رای میدهند نیز  واقعیت عدم استقلال این تشکل روشن است. این واقعیت نشانگر پایین بودن سطح آگاهی طبقاتی  و توانمندی کارگران ایران است. مشکل اینجاست که با توجه به قراردادهای موقت کار و موقتی بودن کارها و دلایل دیگر کارگران گزینه ی دیگری برای سازمان یابی در محیط کار را تا کنون نیافته اند. اگر  امکان دیگری در دسترس و قابل حصول بود بطور حتم به آن رای میدادند و منتظر رای و نظر امثال من و شما منتقدین منزه طلب هم نمی ماندند.

نکته های تکراری بالا به این دلیل آورده شد که نشان داده شود تنظیم کنندگان و امضا کنندگان بیانیه و بطور حتم بیشترین شمار کارگران اصولا بر این نکات آگاه بوده و نیازی به تکرار و تاکید آن ها در متن بیانیه ندیده اند. یک نکته روشن و بدیهی دیگر هم که از فرط بدیهی بودن اغلب دیده نمی شود لازم به یاد آوریست: این که بیانیه ی “اعتراض به مصوبه دستمزد” یک بیانیه به منظور اعلام مواضع سیاسی و ایدئولوژیک نیست و امضا کنندگان این بیانیه مواضع سیاسی، ایدئولوژیک و طبقاتی خود را هرگاه مایل بوده اند در نوشته ها، سخنان، مناسبت ها و تریبون هایی دیگر گفته اند یا خواهند گفت. این فقط یک بیانیه ی اعتراضی و مطالبه گر است که به موارد کلی که تقریبا مورد پذیرش همگان است اشاره و یک مطالبه خاص را مطرح می کند، آن هم در شرایط و توازن موجود  که نه جامعه در آستانه انقلاب هست و نه  هیچ تشکل کارگری مستقل و کارآمدی موجود است و  صفوف کارگران هم  آن قدر فشرده و سازمان یافته نیست که سطوح و اشکال دیگری از اعتراض و عمل اجتماعی ممکن باشد.

 در چنین شرایطی که در بالا گفته شد و اغلب کارخانجات و محیط های کار نیز بدلیل اپیدمی کرونا تعطیل  یا نیمه فعال بوده اند تهاجم به مزد و حقوق کارگران در قالب مصوبه مزدی  به حد بی سابقه ای شدت می گیرد و ظاهرا تنی چند تلاش می کنند متنی اعتراضی، مطالبه گر و کوتاه که بتواند در کوتاهترین زمان خوانده شده و تصمیم گیری و حمایت بشود تهیه کنند. البته اگر فرصت و آسودگی بیشتری فراهم می بود بطور حتم متن بهتر و کم ایرادتری نوشته می شد. به خود متن مراجعه کنیم و ایرادات وارده را ببینیم.

شماری از منتقدان مدعی اند که: “در شرایط پس از برامدهای دیماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ نویسندگان و امضا کنندگان این بیانیه هنوز هم شوراهای اسلامی کار و شورایعالی کار، سه جانبه گرایی و … را حمایت و تایید می کنند”. واقعیت این است که  شرایط گفته شده در بالا و این که جامعه در آستانه انقلاب نیست چه دلخواه و مورد تایید من و شما باشد و چه نباشد  به هر حال موجود است. انبوه کارگران و خانواده های آنان که از گرانی و نابسانی عمومی اوضاع به تنگ آمده و در خیابان ها، بدون هویت و پرچم طبقاتی خود رخدادهای دی و آبان را افریدند در کارخانه ها و محل های کار خود پرچمی نیفراشتند و واکنشی نداشتند. در این واحه های سرد و سخت کرونایی می توانی سکوت پیشه کنی و و هیچ نگویی. بگویی مرا با شورایعالی کار و … و این سامانه های عقب مانده کاری نیست. برسمیت نمی شناسم  و سازش نمی کنم و بپنداری بزودی که انقلاب شده و کارگران آزاد خواهند شد و همه چیز درست در جای خود قرار خواهد گرفت. تو گویی که امام زمان … و خلاصه پشت این گونه سخنان و شعارهای رادیکال و انقلابی قرار بگیری و بی عمل بمانی!  اما اگر قرار است در این شرایط و روی زمین، که نیرویی برای اعتراض درمحل کار و خیابان هم موجود نیست، واکنشی نشان داده برای بهبود شرایط تلاش و مبارزه کنی و بر سر مزد چانه بزنی چه می کردی. روشن است که باید با ابزارها و ادبیات رایج اداری به قوانین و دستگاه های موجود استناد کنی. همان گونه که اگر من و شما با همسایه مان دچار اختلاف و مشکل بشویم و یا مورد سرقت قرار بگیریم  بدون در نظر گرفتن ایرادات وارد بر سیستم قضایی، بدون توجه به ماهیت دادگاه و شخصیت حقیقی قاضیِ نشسته در دادگاه، وارد می شویم و می گوییم آقای قاضی… . در آن لحظه  ما برای حل مشکلِ خود با آن جایگاه و آن شخصیت حقوقی نشسته بر آن صندلی سر و کار داریم نه با شخصیت واقعی و خصوصیات اخلاقی قاضی و اشخاص حاضر.

در بیانیه گفته شده است: “نمایندگان کارگری شورایعالی کار”؛  روشن است یعنی کسانی که روی این صندلی ها نشسته اند. در تمامی بیانیه نامی از کانون شوراها یا شورای اسلامی کار برده نشده و در هیچ جا نیز گفته نشده  اینها نمایندگان واقعی یا نمایندگان تمام کارگران ایران هستند. اما از عملکرد آن ها، تنها و تنها از عملکرد سال جاری یعنی ترک جلسه و امضا نکردن مصوبه ای که خیانت به کارگران است حمایت یا مورد تشویق قرار گرفته شده. همه کارگران و در هر موقعیت باید بدانند که به هیچکس چک سفید یا تایید همیشگی داده نمی شود. عمل نادرست آنان تقبیح و محکوم و عمل درست مورد قدردانی واقع می شود. نام شخص و نام تشکل هم آورده نشده. دوستان منتقد می گویند در بیانیه سه جانبه گرایی مورد تایید است؟! در قانون کار و ادبیات رایج، متاثر از  ilo از سه جانبه گرایی نام برده می شود. امروزه عقب مانده ترین کارگران و حتا مردمان کوچه و بازار هم می دانند دولت ها یا نماینده و کارگزار سرمایه داری هستند. در ایران که اظهر المن الشمس است و مسئولان دولتی اغلب خود سرمایه دار و سرمایه گذار (به گفته دروغین کارآفرین و فعال اقتصادی) هستند. بر کسی پوشیده نیست که نمایندگان چنین دولتی نمی توانند بی طرف باشند. اما مساله این است که در شرایط و توازن قوای فعلی حتا همان سه جانیه گراییِ صوری و مورد نظر ilo نیز گامی به جلو برای اندکی فاصله گرفتن از عمق دره  فقر است. موضوع این بیانیه کوتاه “سه جانبه گرایی” نیست و فرصت بازگویی دوباره و تکراری ماهیت سه جانیه گرایی را نمی تواند داشته باشد. این به معنای تایید سه جانبه گرایی یا حتا ilo هم نیست بلکه استفاده از یک ابزار است برای برداشتن یک گام در زمینی که ما قواعد آن را تنظیم نکرده ایم. آیا شما در زمینی دیگر و قواعدی دیگر می توانید بازی کنید؟ اگر پاسخ آری است این گوی و این میدان؛ به ما هم آموزش دهید. دوستان ایراد گرفته اند که این بیانیه شورایعالی کار را تایید می کند! در حالی که در همان ابتدای بیانیه با صراحت گفته میشود شورایعالی کار ایراد ساختاری دارد و باید به نفع کارگران اصلاح شود.

بلی دوستان.  ایرادهایی که در رابطه با تایید و حمایت نمایندگان کارگری شورایعالی کار، تایید سه جانبه گرایی و پذیرش و تایید شورایعالی کار و … گرفته اید، جملگی  از ظن شما برمی خیزد. با دانش و ادبیات امروزی چنین برداشت هایی از متن بیانیه مستفاد نمی گردد. می توان گفت در جامعه و برهه ای که در آستانه تغییر و تحولات اساسی و ساختاری است این گونه سخن گفتن و استفاده از این ادبیات  واپس گرایانه و بازدارنده است. اما در چنین شرایطی قرار داریم؟

و سخنی دیگر؛ دوستانی که این فرم اعتراض را بازدارنده و عقبگرد یا گمراه کننده می دانید؛ بهتر نبود بجای این همه اتلاف وقت در نقد و بدگویی و اتهام زنی در عمل یک گام رادیکال برداشته و به امضاکنندگانِ بیانیه راه های عملی تر و بهتر اعتراض را نشان می دادید؟

 چند پرسش نیز از دوستانی که انتقاد می کنند این بیانیه با در خواست مذاکره مجدد و بازنگری در این مصوبه، در عمل شورایعالی کار و ساختار آن را به رسمیت شناخته و لذا سزاوار آن لعن و نفرین ها و بازجویی ها هستند. عزیزان شما و شماری دیگر از نهادها و کمیته هایی که هر ساله در مقطع تعیین مزد بیانیه صادر می کنید و خواهان مزدهایی خوب و بالاتر از خط فقر می شوید و یا بیان می کنید مزد نباید کمتر از فلان مبلغ باشد. منظورتان چیست؟ این مزد پیشنهادی شما برای چه زمانی در نظر گرفته شده و کدام نهاد باید تصویب کند و به کارفرمایان حکم بدهد که این مزد را به کارگران پرداخت کنند؟ شورایعالی کار یا نهاد دیگری؟ آن نهاد کی و چگونه عینیت می یابد؟ کدام نیرو ها با کدام استعداد قرار است این عینیت را متحقق کنند؟ اگر برای امروز است و از شورایعالی کار فعلی خواسته می شود آیا با این درخواست آن را به رسمیت نشناخته اید؟ شورایعالی کارِ فعلی را که نه شما قبول دارید و نه ظرفیت و تمایل تصویب چنین مزدی را دارد. تا کنون حتا یک بار هم شده بعد از صدور این بیانیه ها و اجرا نشدن آن ها در عمل، به میدان بیایید و پیگیری کنید که چرا اجرا نشده؟ یا از کارگران بپرسید به چه دلیل پیگیر اجرای این بیانیه ها نبوده اند؟ این بیانیه ها که خود می دانید اجرایی هم نیست به چه منظور صادر می شود؟ اگر منظور آگاهی رسانی بوده نتیجه این آگاهی رسانی دست کم ده ساله چه بوده؟  برای دریافت اجر اخروی است یا آینده ای که مصالحش را تاکنون فراهم نکرده اید؟

کاظم فرج الهی – اردیبهشت




بحران کرونا، سوسیالیسم یا بربریت!

iMo., 27. Apr. um 18:16مقدمه برای مقاله ی ع. شفق:
مطالعه ی مقاله لذت بخش است زیرا واقعیت را ترسیم می کند. آنجا که در پایان نوید نبردهای روز طبقه کارگر را خبر می دهد، اندیشه ی خواننده به جولان می افتد و می خواهد با شرکت خود در نبرد، اندیشه را به نیروی مادی بدل سازد:

«غول خفته جنبش طبقه کارگر و خلقهای ستمدیده در زیر آوار مرگبار ناشی از خاکستر کرونا و جنایات سرمایه داری علیه توده ها با گامهای سهمگین در حال حرکت است. به اهتزاز درآمدن پرچم هایی بر پنجره های برخی محلات فرانسه که بر روی آن نوشته شده “بعد از کرونا، کمون!” به رغم محدود بودن آن به لحاظ شکل، اما پژواک کوچکی از  گامهای همین غول را به نمایش می گذارد که بار دیگر از شیشه بیرون می آید تا خوابها و رویاهای خوش سرمایه داران در مورد بازسازی اقتصادشان به بهای تشدید استثمار و غارت طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم و افزایش سرکوب آنها را نقش بر آب کند.»

اندیشه ی حاکم بر مقاله در ادامه و در سطور پایانی خود، نتیجه گیری از توصیف روشنگرانه- افشاگرانه ی شرایط ناشی از بحران عمیق سرمایه داری را در مرحله افول آن مطرح می سازد که در آن نشان های سلطه ی روزافزون بربریت ضد انسانی سرمایه داری قابل شناخت است.

مقاله به درستی «وظیفه کمونیستها [را] در سراسر جهان آمادگی و تقویت اتحاد بین خود به منظور  نقش آفرینی ای شایسته در چنین صحنه» می داند. ولی متاسفانه مقاله پیشنهاد مشخصی در این زمینه مطرح نمی سازد؟

مبارزه برای گذار از سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم با کدام شعارها و طرح کدام خواست ها؟ برنامه ی جایگزین چیست؟
به دور کدام محور ها می توانند کمونیست ها در گروه های پراگنده به دور یکدیگر جمع شوند؟
نبرد فرهنگی- ایدئولوژیک علیه سرمایه داری که همه ی موازین اخلاق انسان دوستانه را پامال کرده است، و انسان را
«موجودی سرکوب و تحقیر شده و رنجور» می خواهد، در شرایط کنونی چه نقشی ایفا می کند و می تواند ایفا سازد؟
اخلاقیات مارکسیستی که خواستار «همهٔ ابعاد واژگون شوند. همهٔ خوارشدگان بالا بیفزایند» است را چگونه می توان به مضمون نبرد رهایی بخش طبقاتی در شرایط کنونی بدل نمود؟ و پرسش های دیگر؟

باید امیدوار بود بحث زنده و سازنده در این زمینه با رفیق گرامی ع. شفق ممکن گردد.

فرهاد عاصمی
سایت توده ای ها

ع. شفق از اخبارروز

در حالی که ویروس کرونا در بیش از ۱۸۰ کشور جهان در حال  شخم زدن هستی و درو کردن جان انسانهاست، شبح  یک هیولای مرگبار دیگر که مترصد نابود کردن هر چه بیشتر حیات و هستی انسانها پس از اتمام دوران شیوع کروناست،  از میان گرد و غبار سخنرانی های آتشین سخنگویان طبقۀ حاکم در جهان ظاهر می شود. در همه جا صحبت از یک “دوره جدید”، ضرورت “بازسازی اقتصاد” جهان پساکرونا، ضرورت تغییر “شیوه زندگی” انسانها و … در میان است. اما، با کاربرد این عبارات ظاهراً زیبا و دهان پُرکن، در واقعیت امر، سرمایه داران و سیاستمدارانشان از هم اکنون وعدۀ یک تعرض گسترده به سطح زندگی توده های فرو دست را داده و از برنامه های وحشتناکتر و نفس بُر ریاضت اقتصادی خود برای “نسل های آینده” خبر می دهند.  

ویروس کشنده کرونا، علاوه بر خلق یک فاجعه هولناک علیه بشر در قرن بیست و یک، پرده از یک بیماری مرگبارتر که همانا نفس وجود سرطانی به نام نظام سرمایه داری در تار و پود زندگی بشری ست، برداشته  و  ضرورت حل تضاد موجود در بطن این نظام ، یعنی تضاد بین نیروهای مولده با روابط تولیدی ( یا همان مناسبات ارتجاعی حاکم) را مقابل وسیعترین لایه های افکار عمومی نگران و چشم براه “راه حل” به نمایش گذارده است. بهشت خیالی ای که در طول چند دهه به صورت عوامفریبانه با تبلیغات راجع به نعمات “نئولیبرالیسم” و “خصوصی سازی” و رها ساختن مدیریت اقتصادی به “مکانیزمها و نیروهای خود  بازار”،  به مثابه “مدل جدید توسعه سرمایه داری” برای کل جامعه، تبلیغ می شد، اکنون  با شیوع ویروس کرونا (کووید۱۹) و تبعات آن، یکبار دیگر ماهیت جهنمی و چهرۀ زشت ضد مردمی خود را نشان داده و عمق عفونت و گندیدگی نظام جهانی امپریالیسم و ناتوانی آن در تضمین جان، کار، کرامت و هستی انسانها را ظاهر کرده است. تمام باصطلاح ارزشهای مورد استناد دولت های سرمایه داری به نمایندگی از طبقه سرمایه دار که در دهه های اخیر و به ویژه پس از سقوط دیوار برلین و اضمحلال “اردوگاه شرق” با الفاظ پوچی نظیر “حقوق بشر”، “دمکراسی” و “فرصتهای برابر و به دور از تمایزات طبقاتی” به خورد طبقه کارگر و توده های ستمدیده  داده می شد، مانند دانه برف در شعله های آتش شیوع کرونا آب شده اند.

کرونا تا کنون خطوط تولید بسیاری از بخشهای بزرگ صنعت و کالا و خدمات را در خاک بزرگترین غولهای اقتصادی جهان نظیر چین و آمریکا و …. متوقف کرده و سرمایه داران و دولتهای شان میلیونها کارگر را بیکار و بدون کمترین اقدامات حفاظتی موثر و پایدار، به خانه فرستاده اند. هم اکنون شمار متقاضیان کمکهای بخور و نمیر دولتی در آمریکا یعنی بزرگترین اقتصاد “آزاد” دنیا به ۲۲ میلیون نفر رسیده و صف دریافت غذای مجانی در برخی ایالاتِ این “مهد فرصت و آزادی” به چند کیلومتر می رسد!  در سال جاری مطابق برآوردهای صندوق بین المللی پول، نرخ بیکاری در کشورهای حوزۀ یورو ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت. و مطابق تحقیقات همین نهاد بورژوایی، شیوع ویروس “کووید ١٩” – البته در چارچوب مناسبات ارتجاعی نظامهای حاکم بر جهان- پانصد میلیون نفر از جمعیت جهان را در فقر فرو خواهد برد. (گزارش ۱۴ آوریل رادیو فرانسه)

برای داشتن یک تصویر موجز و گویا از ابعاد بحران کنونی باید اشاره کرد که اگر در جریان بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹  با از بین رفتن صد ها میلیارد دلار از از ارزش دارایی های موجود، اقتصاد جهان معادل ۷ دهم درصد کوچکتر از قبل شد، در بحران کرونا تا این لحظه، اقتصاد جهان ۳ درصد کوچکتر از قبل شده (بی بی سی فارسی ۱۴ آپریل ۲۰۲۰) که یک جنبۀ این رویداد، به معنای از بین رفتن ده ها تریلیون دلار از منابع و ثروتهایی ست که اساسا به دست طبقه کارگر و زحمتکشان و با خون و رنج آنان تولید شده است.

از سوی دیگر، دامنه بحران کنونی گریبانگیر نظام سرمایه داری و چشم انداز رشد اعتراضات و انفجار خشم توده ها که بنا به جبر تاریخ، لاجرم مسیری جز پیمودن در جاده انقلاب جلوی آن نیست، وحشت سرمایه داران و سخنگویان سرمایه داری را برانگیخته است. تا جایی که مرتجعترین سخنگویان طبقۀ حاکم نظیر کیسینجر که از زمره طراحان بزرگترین سیاستهای تجاوزکارانه و ضد مردمی امپریالیسم آمریکا در سطح جهانی بوده اند، با مشاهده “افول” شدید و سریع شاخصهای اقتصادی در آمریکا که از زمان ابَر بحران اقتصادی سال ۱۹۳۰ تا کنون “بی سابقه” توصیف شده، (صدای آمریکا، ۲۸ فروردین) ” صراحتا از “زنگ خطر” و  بحرانی در نظام امپریالیستی صحبت می کند که در صورت عدم “مدیریت” آن “جهان به آتش کشیده خواهد شد”. (هنری کیسینجر، وال استریت ژورنال) در مورد مشابه دیگری، بلندگوهای طبقه حاکم در انگلیس با مشاهده شرایط حاصل از شیوع کرونا و نتایج آن، از وقوع  “بحران اقتصادی بی سابقه در ۳۰۰ سال اخیر”  در این کشور اظهار نگرانی می کنند و سازمان تجارت جهانی هشدار می دهد که  همه‌گیری کرونا ممکن است به “عمیق‌ترین رکود اقتصادی تاریخ بشر” منجر شود. در گوشه دیگر از کمپ قدرتهای جهان امپریالیستیِ کرونا زده، یعنی اتحادیه اروپا نیز وضع بهتر از این نیست. سیاستمداران بورژوا با مشاهدۀ روند جاری، حتی از احتمال “سقوط اتحادیه اروپا” در اثر بحران کنونی صحبت می کنند. برخی از آنان در ایتالیا با شکایت از شرکای خود، پرچم اتحادیه اروپا را در مقابل دوربین تلویزیون ها جمع کرده و پرچم ایتالیا را به جای آن می آویزند.

در چنین شرایطی بلندگوهای سرمایه داری جهانی در تمام کشورها به طور دائم مشغول عوامفریبی در مورد چگونگی شیوع ویروس کرونا و پنهان کردن نقش نظام ضد مردمی خویش در ایجاد شرایطی می باشند که منجر به افزایش و تشدید عواقب مرگبار این فاجعه بر حیات و هستی مردم دنیا و بویژه طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم  گشته است.

نگاهی به چگونگی برخورد و سیاستهای اتخاذ شده از سوی طبقه حاکم نسبت به شیوع ویروس کرونا نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق دولتها به خاطر سود و حرص و آز سرمایه داران و ادامه فعالیت اقتصادی به شیوه معمول خود، در ابتدا با پنهان کردن این بیماری مرگبار و سرعت شیوع آن از افکار عمومی، با عدم اطلاع رسانی شفاف و آگاهی دهنده به مردم، و عدم انجام اقدامات پیشگیرندۀ به موقع از جمله انجام تست، ضد عفونی کردن گسترده مکان های لازم و اجرای بموقع برنامه  قرنطینه، بر شدت ضربات مرگبار شیوع این ویروس بر حیات توده ها افزودند. همچنین برای هر ناظر آگاهی روشن است که با توسعه سیاستهای خانمان برانداز امپریالیستها در مورد “خصوصی سازی”  سیستم بهداشت عمومی، سرمایه داران و دولتهای شان حتی در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری با امر تامین بهداشت و سلامت افراد جامعه نیز به عنوان یک کالا برای کسب سود  و نه برای رشد سلامت و ایمنی جامعه برخورد کرده اند. در نتیجه، فقدان سرمایه گذاری های لازم در زمینه تحقیق و توسعه در سیستم بهداشت عمومی باعث شده  تا سیستم موجود نتواند در چنین شرایطی با امکانات هر چه بهتر و مجهز تر، توان برخورد با همه گیری ویروس کرونا را داشته باشد؛ سیاستی که عواقب مرگبارش را هنگام شیوع این ویروس نشان داد و همه شاهد بودند که در مواجهه با خیل مبتلایان، اکثریت مطلق سیستم بهداشت این کشورها از دستگاه های لازم برای کمک به مداوای بیماری  نظیر دستگاه های تنفسی به اندازه کافی، برخوردار نبودند و هنوز هم نمی باشند. این واقعیت دردناک باعث شده که  ویروس کرونا به طور بی وقفه در حال ستاندن جان توده های تحت ستم و آسیب پذیر بیشتری در سراسر جهان باشد. بنا بر تازه‌ترین آمار منتشر شده توسط “رادیو فرانسه” ، تا تاریخ یکشنبه ۳۱ فروردین (۱۹ آپریل ۲۰۲۰)، بیش از ۲ میلیون و ۳۳۲هزار نفر در جهان به ویروس کرونا (کووید-۱۹) مبتلا شده‌اند که نیمی از آن در اروپا بوده است. همچنین تا این تاریخ ۱۶۰هزار و ۷۶۷ نفر بر اثر بیماری کرونا جان خود را ازدست داده‌اند.  البته مطابق آمارهای محققین دانشگاه “جان هاپکینز” در آمریکا، آمار واقعی  مبتلایان در سطح جهان بین ۵ تا ۱۰ برابر ارقام رسمی اعلام شده می باشد. اما این آمار هر چه باشد یک واقعیت، انکار ناپذیر است و آن این که در غیبت وجود یک واکسن و یا داروی قابل اطمینان و درشرایط رسوایی سترونی ظرفیتهای پزشکی موجود و روشن شدن ناتوانی نظام بهداشت جهانی برای حفظ جان انسانها، سایه وحشت و فقدان چشم انداز روشن راجع به چگونگی روند پیشروی و مقابله با این بیماری، هر روز بیش از پیش بر زندگی صد ها میلیون تن از محرومان و گرسنگان و لشکر بیکاران و بی چیزان، از آمریکا گرفته تا آفریقا و از اروپا گرفته تا آسیا و اقیانوسیه، سایه افکنده است. 

با همه گیر شدن ویروس کرونا تا آنجا که به واکنش دولتها در جهان و برنامه های عملی آنان در مبارزه با کرونا بازمی گردد نیز پیام سرمایه داران رذل حاکم برای میلیاردها تن از مردم دنیا و به ویژه محرومان و گرسنگان روشن است. آنها به شیوه های گوناگون به افکار عمومی می گویند که دولتها فاقد واکسن و دارو و امکانات حداقل پزشکی برای درمان کرونا و نجات جان شما هستند.  به این ترتیب آنها بار مقابله با این همه گیری و هزینه های آن را اساسا به عهده توده ها گذاشته اند. می گویند که تنها کاری که می توان کرد این است که خود را “قرنطینه” کنید و “فاصله گذاری اجتماعی” را رعایت کنید. آنها سپس با بیشرمی تمام،  تحت عنوان ضرورت اجرای “ایمنی گله ای ” مدعی می شوند که  باید “۷۰ تا ۸۰ درصد” مردم این بیماری را بگیرند تا بدن انسان در مقابل آن “مصون” شود. آنگاه مانند شیوع طاعون و وبا و … این مشکل نیز “حل” خواهد شد و اضافه می کنند “البته در این راه “متاسفانه” -تعدادی (بسته به تخمینهای متفاوت،  تا ۴۵ میلیون نفر) از مردم دنیا و در واقع از آسیب پذیرترین اقشار جامعه به لحاظ اقتصادی و بهداشتی، ممکن است که جان دهند!” آری، این است “راه حل” سرمایه داران برای مقابله با فاجعه کرونا”.  چنین است که با گذشت چند ماه از شروع شیوع ویروس کرونا، در حالی که کمر کارگران و زحمتکشان در زیر بار فشار ناشی از شرایط کنونی خم شده، طراحان عوامفریب نئولیبرالیسم بار دیگر نشان داده اند که در این اوضاع بحرانی، تنها و تنها سود و افزایش سرمایه است که برایشان مهم است و نه جان و نیازهای طبیعی انسانها.

واضح است که فاجعه کرونا (جدا از قایل شدن منشاء انسانی و یا طبیعی برای آن) مانند هر پدیده مرگبار دیگری در چارچوب نظام سرمایه داری و به رغم تبلیغات طبقات حاکم، بر ثروتمند و فقیر، بر سرمایه دار و کارگر به یکسان تاثیر نمی گذارد. این واقعیت نفرت آور، یعنی شدت عواقب حاصل از یک بلای مرگبار بر روی طبقات محروم ، به قدری برجسته است که  روزنامه لوموند دیپلماتیک نیز در توصیف تفاوت شرایط  “قرنطینه” برای بالایی ها و پایینی ها  به توصیف یک وضعیت عینی پرداخته و می نویسد ” زمانی هرگز نمی شد تصور کرد که میکروب یک بیماری حاد موجب قرنطینه ای در زمان صلح شود که جدارهای فضای اجتماعی را درهم شکند: آیا بانکدار وال استریت و کارگر چینی هردو درمعرض خطری یکسان نبودند؟ و سپس پول و ثروت جایگاه خود را بازیافت. از یک سو، محصور شدگان در ویلاها، که درحالی که پنجه پایشان در استخر بود دورکاری می کردند، از سوی دیگر، نادیده شدگان روزمره، کارکنان خدمات درمانی، ماموران خیابانی، صندوق داران سوپرمارکت ها و مزد بگیران تدارکات، یکباره از سایه خارج شدند زیرا درمعرض خطری هستند که ثروتمندان از آن در امانند. دورکارانی که در آپارتمان هایی تنگ و کوچک کار می کنند که پسر بچه ای خردسال در آن جیغ می زند یا بی خانمان هایی که خیلی دوست دارند بتوانند در خانه بمانند” (لوموند دیپلماتیک فارسی ۱۰ آپریل ۲۰۲۰)

علاوه بر این “نابرابری” نفرت آور، آنهم در کشورهای مدعی  “فرصتهای برابر”، کمبود وحشتناک وسایل و تجهیزات پزشکی حتی برای کادر درمانی و عدم توزیع عادلانه همان اندک منابع موجود بین آحاد جامعه، در شرایط گستردگی شیوع ویروس، کار را به جایی رسانده که در پیشرفته ترین کشورهای مدعی حقوق بشر و دمکراسی دنیا، سیاست”پزشکی جنگی” راهنمای پزشکان و کادر درمانی قرار گرفته و اقدام به معالجه بیماران را بر اساس سیستم گزینشی انجام می دهند، به این معنا که در هنگام گزینش رسیدگی به مبتلایان، اشخاص جوانتر و سالمتر برای دریافت خدمات پزشکی انتخاب می شوند و در مقابل چشمان اشکبار بستگان و خانواده های رنجدیدۀ بیماران دیگر، تعداد هر چه بیشتری از سالمندان و انسانهای آسیب پذیر در این مهد های حقوق بشر و دمکراسی به خاطر کمبود دستگاه ها و تجهیزات پزشکی و درمانی مثل تخت بیمارستان و دستگاه های تنفسی، از مدار خدمات پزشکی موجود خارج و آشکارا محکوم به مرگ می شوند- بدون این که حتی امکان دفاع از حق ابتدایی خویش یعنی حق زندگی، در یک “دادگاه” را داشته باشند!

در چنین شرایط غیر انسانی و هولناکی ست که ما می بینیم در کالیفرنیای آمریکا و در مناطقی دور از چشم مردم، قبرهای دست جمعی برای دفن قربانیان کرونا حفر می شود و در اکوادور، ارتش صد ها جسد مانده در خانه های فقرا را به دلیل عدم تمکین مالی آنان، مدتها پس از مرگ جمع آوری می کند. یا در زیر حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی، جسد مبتلایان به کرونا در محله های فقیرنشین تهران در سطل زباله رها می شود.

سرمایه داران و طبقات حاکم برای حفظ چهره کریه نظام خویش با بوق و کرنا به تعریف و تبلیغ در مورد “سخاوت” دولتهای شان در زمان کرونا در حق بینوایان پرداخته اند و از اعطای بسته های چند صد میلیارد دلاری و تریلیون دلاری برای جبران خسارات اقتصادی وارد بر “مردم” سخن می گویند. اما نیازی به چشمان تیزبین هم نیست تا پی به فریبکاری آنها برده شده و معلوم گردد که این بسته های اقتصادی اساسا برای نجات سرمایه داران، صاحبان انحصارات و کارتلها و شرکتهای غول آسای  هواپیمایی و بانکی و … (در واقع برای تامین سود آنها) به بازار سرازیر می شوند و تنها درصد بسیار ناچیزی از این مبلغ به میلیونها کارگر و زحمتکش جوامع اختصاص داده می شود. تازه، این بخشندگی نه به خاطر نجات کانونهای در هم شکسته شده خانواده های کارگری و بی بضاعت بلکه به خاطر نجات سرمایه داران حاکم از شورش تهیدستان و گرسنگان به جان آمده علیه نظام است که صورت می گیرد. البته با وعده های ریاضت اقتصادی که هم اکنون از سوی دولتها برای آینده داده می شود، معلوم است که چگونگی تامین صورت حساب همین چندر غاز پرداختی نیز از همین الان با نقشه بالا بردن مالیات ها پس از کرونا از جیب حقوق بگیران و  مالیات دهندگان عادی پیش بینی شده است.

همانطور که مارکس، اندیشمند کبیر طبقه کارگر نشان داد بحرانهای اقتصادی، ذاتی تکامل نظام سرمایه داری هستند. او با مطالعه قوانین حاکم بر تکامل نظام سرمایه داری، ثابت کرد که در هر موج بحران گریز ناپذیر سرمایه داری، حجم بزرگی از نیروهای مولده به دلیل تلاش سرمایه داران رذل به منظور حفظ سود سرمایه به طور طبیعی و یا مصنوعی توسط آنها نابود شده و از بین می روند. او نشان داد که  فلاکت و بدبختی حاصل از نابودی این نیروهای مولده  وبحرانهای گریبانگیر این نظام بیمار بر دوش طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم سرشکن می شود.  بحران کرونا یکبار دیگر حرفهای مارکس را بدون نیاز به ارائه تفاسیر تئوریک و نظری در روندهای عینی ثابت کرد.

اگر با فروریختن دیوار برلین و فروپاشی نظام اقتصادی -سیاسی شوروی پیشین که به دروغ خود را “اردوگاه سوسیالیسم” معرفی می کرد، وضعیت جدیدی بوجود آمد که امپریالیستهای غرب توانستند بازارهای بزرگی را از کف آن قدرت میرنده بربایند و برای خود تامدتی فضای تنفسی جدیدی فراهم کنند، اما حتی این فروپاشی و فضای پس از آن، دردهای بی درمان نظام سرمایه داری را مداوا نکرد. در آن مقطع، بورژوازی جهانی بر بستر این تحولات، تعرض ایدئولوژیک سیاسی بزرگی را به کمونیسم در سراسر دنیا سازمان داد و از “پایان تاریخ” و پایان بحران نظام خویش سخن گفت و بخش بزرگی از اپورتونیستها و رفرمیستها هم با بلند کردن پرچم سفید به مداحان امپریالیسم بدل شدند. اما طولی نکشید که حبابهای تنفس سرمایه داری یکی پس از دیگری ترکیدند و در دوره پسا شوروی و پایان جهان دو قطبی، جهان امپریالیستی با چندین موج دیگر بحران اقتصادی روبرو شد که آخرین آن بحران مالی سال ۲۰۰۹ بود که بزرگترین بحران پس از ابر بحران سال ۱۹۳۰ نام گرفت و سراسر جهان را درنوردید. اکنون بار دیگر امواج بحران ذاتی نظام سرمایه داری با دامنه و گستردگی بیشتر، بر بستر بروز و شیوع کرونا خود را نمایانده و بی آیندگی و رسوایی و ناتوانی نظام سرمایه داری را برای برآوردن حتی احتیاجات ابتدایی بشر به نمایش گذارده و کوس رسوایی تمامی خادمان سرمایه داری و دشمنان طبقه کارگر، رفرمیستها و رویزیونیستها و اپورتونیستها را به صدا درآورده که کاری جز  فریب کارگران، دشمنی با کمونیستها و مداحی برای بورژوازی و تزهای نئولیبرالیستی آن نداشته اند. 

امروز نیز از هر زاویه ای که به بررسی بحران ناشی از کرونا بنشینیم ، صحت پیشبینی و تحلیل کمونیستها از جامعه سرمایه داری ست که از ورای امواج بحران کرونا خود را نشان می دهد. همه می بینند که نفس کشتار و ابعاد هولناک مرگ و نابودی حیات و هستی توده ها در اثر این ویروس، نتیجه شرایط دهشتناکی ست که حاکمیت نظام سود جو و ضد مردمی سرمایه داری در سطح جهان برای مردم و بویژه طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم آفریده است. تا چنین نظام و مناسبات ارتجاعی ای بر پاست، جان و مال و هستی توده ها در معرض چنین فجایعی قرار خواهد گرفت.

از هم اکنون روشن است که به فرض ریشه کن شدن بلای کرونا (که کسی نمی داند چه مدتی به درازا خواهد انجامید) در جهانِ پس از کرونا، هیولای بیکاری، گرانی و تورم و گرسنگی با “مدیریت” سرمایه داران، چنگالهای خونین خود را هر چه بیشتر بر پیکر زحمتکشان فرو خواهد برد. در جهان پس از کرونا تضاد بین امپریالیستهای غارتگر برای جبران خسارات خود -که هم اکنون نیز حادتر شده اند- تشدید خواهد شد و خطر جنگهای غارتگرانه و تعرضات هولناکتر امپریالیستها به جوامع وابسته از طریق سرمایه داران وابسته به خود و رژیم های کارگزار شان افزایش خواهد یافت.

اما شرایط توصیف شده در فوق، تنها یک جنبه از تحولات و تضادهای کنونی هستند. این حقیقتی ست که سرمایه داران و دولتهای شان، همانطور که تاریخ حیات بورژوازی و امپریالیسم نشان داده، بار بحرانهای مرگبار خویش را بر دوش کارگران و خلقهای تحت ستم سرریز می کنند تا بتوانند به حیات استثمارگرانه و جبارانه نظام سرمایه داری تداوم بخشند. آنها این بار نیز بر بستر شیوع کرونا چنین می کنند. لیکن، این سیاست بدون هزینه نخواهد بود. شدت فشار و بحران اخیر بر زندگی “۹۹ درصدی” های بی چیز و محروم بدون شک شرایط  ظهور موج نوین و گسترده یک جنبش ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی در همه جا علیه حاکمان را فراهم خواهد نمود. در نتیجه صحنه جهان پس از کرونا بدون شک صحنه تشدید نبرد بین طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم در سراسر زنجیره امپریالیستی با سلطه نفرت بار سرمایه داری با تمام تضادها و بحرانهای اجتناب ناپذیرش خواهد بود. واقعیتی که از هم اکنون و حتی در شرایط بسیار سخت قرنطینه، ما تجلیاتش را به صورت بروز دوبارۀ تجمعات اعتراضی در ایران، لبنان و عراق و …. شاهدیم.

غول خفته جنبش طبقه کارگر و خلقهای ستمدیده در زیر آوار مرگبار ناشی از خاکستر کرونا و جنایات سرمایه داری علیه توده ها با گامهای سهمگین در حال حرکت است. به اهتزاز درآمدن پرچم هایی بر پنجره های برخی محلات فرانسه که بر روی آن نوشته شده “بعد از کرونا، کمون!” به رغم محدود بودن آن به لحاظ شکل، اما پژواک کوچکی از  گامهای همین غول را به نمایش می گذارد که بار دیگر از شیشه بیرون می آید تا خوابها و رویاهای خوش سرمایه داران در مورد بازسازی اقتصادشان به بهای تشدید استثمار و غارت طبقه کارگر و خلقهای تحت ستم و افزایش سرکوب آنها را نقش بر آب کند.

سوسیالیزم یا بربریت، همان سوال دیرینه ولی هنوز حل نشده ای ست که در صحنه سیاسی جهانِ پساکرونا هر چه بیشتر به پرچم راهنمای مبارزات کارگران و توده ها در صحنه نبرد با امپریالیسم و وابستگانش بدل خواهد شد.

وظیفه کمونیستها در سراسر جهان آمادگی و تقویت اتحاد بین خود به منظور  نقش آفرینی ای شایسته در چنین صحنه ای ست.

فروردین ۱۳۹۹

 [email protected]




اعتصاب غذای مریم ابراهیم وند در بند زنان زندان اوین

  • از اخبارروز

مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برد، از روز دوشنبه ۱ اردیبهشت در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی در بند زنان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما، از عصر روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ در بند زنان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

اعتصاب غذای این زندانی که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برد، در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی، عدم برخورداری از حق داشتن وکیل، عدم اجازه مطالعه پرونده و دخالت نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به پرونده صورت گرفته است.

مریم ابراهیم وند در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه در محل کار خود در تهران به دلیل تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی و با پایان مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) از بازداشتگاه این نهاد امنیتی آزاد شد.

خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ با تماس تلفنی حاجی محمدی به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.




زنان بیکار شده در وضعیت کرونایی:«ما سرپناه، معیشت و آرامش می‌خواهیم!»

از اخبارروز

گلفروشی در یکی از خیابان های تهران

در ایران وضعیت معیشت، رفاه و درمان تا قبل از کرونا هم بسیار دردناک بود. این واقعیت نه فقط برای بیکاران و بی‌ثبات‌کاران بلکه برای اکثریت شاغلین رسمی و مزدبگیران هم نمود داشت. اما زنان به نسبت حضورشان در بعضی مشاغل خدماتی با شیوع کرونا در طوفانی سیاه‌تر غوطه‌ورند و در شرایط پیشِ رو نیز امیدی به رهایی‌شان نیست.

در ادامه گزارشی میدانی خواهیم داشت از زبان زنان؛ زنانی که گویا به دلیل زن بودن‌شان همواره بر لبه‌ی تیغ فقر و خشونت و محرومیت، خونین و زخمی، روزگار می‌گذرانند.

زهره: چهل ساله، کارمند یک باشگاه ورزشی

«باشگاه ما ویژه‌ی بانوان است، ماهانه اجاره‌ای تقریبا ۱۰میلیون، و ماهی ۲میلیون  هم هزینه‌های برق، آب ، تلفن و اینترنت باید توسط مدیر باشگاه پرداخت شود. با من تقریبا ۱۵مربی و منشی و یک نظافتچی و دست‌فروشانی که بر حسب نیاز، بعضی روزها اجازه‌ی بساط کردن داشتند، از این باشگاه نان می‌خوردیم.  فقط دو یا سه نفر از طرف همسرشان بیمه هستند و دو نفر که هنوز تحت تکفل بیمه‌ی پدر هستند، بقیه بیمه‌ای ندارند. چند تا از آنها نان آور و اکثرشان هم کمک خرج خانواده هستند. هنوز تربیت بدنی جوابگو نیست و مالک کل اجاره‌ی اسفند را از مدیر باشگاه، خیلی محترمانه دریافت کرده.»

سوال: ازمسئولین درخواستی کردید؟

جواب: نامه‌ای به شرح زیر به مسئولین دادیم:

«سلام؛ در رابطه با اعتراض عده‌ای از عزیزان در مورد تعطیل کردن باشگاه‌های ورزشی و پیرو ابلاغ جناب آقای …که شهریه‌ها محفوظ بماند! آیا راهکاری هم برای هزینه‌های باشگاه‌داران ارائه کرده اند؟ باشگاهی که ماهانه حداقل ۱۲میلیون هزینه‌ی اجاره و… دارد، چطور باید هزینه‌هایشان را تامین کنند؟ آیا تربیت بدنی تسهیلاتی درنظر گرفته؟»

و جوابشان این بود:

 «خیر. تسهیلاتی نیست. در این که بخشنامه عمومی است و برای کلیه‌ی باشگاه‌ها و اماکن ورزشی است شکی نیست و حقوق مشتریان باید رعایت شود و بعد از بازگشایی، خدمات جبرانی به مشتریانی که شهریه‌های اسفند و فروردین را پراخته‌اند، ارائه  گردد.»

سیمین: مدیر یک آرایشگاه

«مجبور شدیم سالن آرایشی را که ۹ نفر در آن کار می‌کردند، تعطیل کنیم. کارکنان این سالن زنانی بین ٢۵ تا ٣٨ ساله و به شرح زیر بودند: زن جوان مطلقه‌ای‌ که پدرش فوت کرده  و نان‌آور مادر و برادرش است. این زن  باخانواده‌اش زندگی می‌کند و نمی‌خواهد سر بار آنها باشد. زن جوانی که فرزندی مریض دارد و خودش و همسرش برای تامین هزینه‌ی داروها سخت کار می‌کردند. نظافتچی آرایشگاه که شرایط‌اش فاجعه‌بار  است و نیازی به توضیح مشکلاتش نیست. دختر جوانی که با پدرش زندگی می‌کند و چندی پیش مادرش با سرطان فوت کرده. دختر دیگری که با التماس برای استخدامش با داشتن فوق لیسانس مخابرات پافشاری می‌کرد. زن جوانی که با توجه به رفتارهای زشت همسرش می‌خواست مستقل باشد تا سر کوفت نشنود. و زنان بیشماری که به همین منوال از نان خوردن افتاده‌اند….خودم با هزار چانه زنی مجبور شدم  که دوباره اینجا را کرایه کنم چون نمی‌خواستم مشتری‌های چند ساله را از دست بدهم. پیش از عید علاوه‌بر مواد رنگ و مش  و… موادی هم برای ضدعفونی خریدم که حتی پول آن‌ها هم درنیآمد و حالا با کلی قرض مجبور شده‌ام که به‌خاطر کرونا آرایشگاه را تعطیل کنم‌. تازه اجاره‌ی این ماه را هم پرداخت نکردم.  به بانگ زنگ زدیم، گفتند که دولت بخشنامه داده که تا آخر ماه چک‌ها را برگشت نزنید ولی گویا حرف دولت هیچ پشتوانه‌ی قانونی ندارد و چک را که به مبلغ ۶میلیون هست، به اجرا گذاشته و ما مجبور به تخلیه هستیم.  صاحب ملک با داشتن چندین آپارتمان آدم بسیار سختگیر و پول دوستی‌ست که ذره‌ای رحم نمی‌کند. ما هم که فعلا خانه‌نشین شده‌ایم با دنیایی از گرفتاری‌ها. افسردگی و نگرانی من و همه‌ی کارمندان بسیار زیاد شده و هیچ پناهی هم نداریم. بعضی از پرسنل که حقوقی به منزل می‌بردند، الان بیشتر با سرزنش و خشونت مواجه‌اند؛ مثل این که اینها مقصر بوده‌اند! در ضمن  بعضی از پرسنل بیمه‌ی همسر و یا پدرشان هستند ولی بیشترشان بیمه ندارند و هیچ حقوقی هم از جایی نمی‌گیرند.»

سوال: با مسئولان در اتحادیه تماس گرفتید؟

جواب: نه چون اصلا به آنها اعتماد نداریم و مطمئن هستیم که هیچ کمکی نمی‌کنند.

الهه: مالک یک آرایشگاه

«مدتها بود که کار و کاسبی خراب بود. مشتری‌ها کم شده بودند. دلیلش اوضاع بد اقتصادی و گران شدن نرخ خدمات بود. ما که در شهرستان‌های کوچک هستیم، اوضاعمان بدتر است. در مناطق اعیان‌نشین، آرایشگاه‌ها و باشگاه‌ها  مشتری لاکچری دارند ولی ما نه.  امیدمان به شب عید بود که عملا از ۲۰اسفند هم تعطیل شدیم. اجاره را از جیب دادم. پرسنل آرایشگاه وضع اقتصادی بدی دارند و الان هم بدتر شده. هفت تا پرسنل دارم، دو تا متاهل و سه تا مجرد و دو تا مطلقه. اکثرا   منبع درآمدشان همین بود و سه نفرشان تنها نان‌آور خانه هستند.»

سوال: از مسئولین درخواستی کردید؟

جواب: خیلی از ماها به اتحادیه‌ی سالن‌داران شکایت کردیم که الان باید حمایت شویم و لااقل در مورد اجاره‌ها کمکی کنند. رییس اتحادیه‌ی شهر ما  زن است و بسیار همدلی کرد و خواسته‌های ما را به بالایی‌ها منتقل کرد ولی تنها جوابشان این بود:«کمکی وجود ندارد.» الان هم بخشنامه شده که از اول ماه می‌توانید با مسئولیت خودتان (!) و حفظ همه‌ی موراد ایمنی بازگشایی کنید و باید تعهد هم بدهید. بچه‌ها اصرار دارند که سالن را باز کنیم . بیش از این نمی‌توان به بیکاری ادامه داد. مرگ یک‌بار و شیون یک‌بار. زنان جوانی هستند و اگر درآمدی نداشته باشند، یا افسرده می‌شوند و یا تن به رابطه‌ی ناسالم می‌دهند چون خانواده‌ها هم توان حمایت از فرزندانشان را ندارند.

مریم: دستفروش

«در مترو دست‌فروشی می‌کردم و شوهرم روی یک پراید قراضه کار می‌کرد. مستاجریم و دو فرزند داریم. ما در حاشیه‌ی تهران زندگی می‌کنیم. تا سال پیش یک درآمدی داشتم ولی مدت‌هاست که دست زیاد شده گاهی وقت‌ها تعداد فروشنده‌ها بیشتر از مسافران مترو است و  مردم هم کمتر خرید می‌کنند. این اواخر گاهی می‌شد که روزی ۱۰تومان هم فروش نداشتم ولی می‌گفتم که شب عید می‌شود و اوضاع هم بهتر می‌چرخد؛ اما کرونا زد به بساط‌مان…. شوهرم در حین مسافرکشی کرونا گرفت، بیمه هم نداشتیم، مصیبت کشیدیم تا خوب شد. این دو ماه را فامیل کمک کردند و اجاره‌ی منزل را جور کردند؛ مرگ بهتر است از این زندگی…. همه توی خانه اعصابشان خرد است. چند بار من و بچه‌ها کتک خوردیم .هیچ‌کس توان تحمل این همه بدبختی را ندارد.»

سوال: به جایی مراجعه کردید؟

جواب: به کجا؟ به کی؟ یک جایی را معرفی کنید که برویم و حق و حقوقمان را بگیریم. پسر همسایه‌مان رفت تظاهرات، هنوز مرده و زنده‌اش معلوم نیست. خواهرش خودکشی کرد، زوری نجاتش دادند.

***

سرمایه داری، مردسالاری، سودورزی و سازمان‌های عریض و طویل بوروکراسی چه بر سر زنان آورده‌اند؟ جامعه‌ای از هم گسیخته که از هر طرف بنگری تسلط  «بازار کالایی» را می‌بینی که دستش در جیب توست و در عین حال بر کوهی از ثروت چنبره زده است. این زنان و دیگر انسان‌های از این دست چه می‌خواهند؟ و چرا این خواسته‌ها تا این حد از دسترس به دورند؟ حرف دلشان یکی است: «ما سرپناه، معیشت و آرامش می‌خواهیم!»

بی‌تردید جای خالی تشکل‌هایی که این زنان بتوانند همواره با حضور و نیروی گرمابخش‌شان راه حلی را  برای مصیبت‌ها پیدا کنند بسیار خالی‌ست. جایی که این سلول‌های منفرد و جدا افتاده، به هم متصل شوند و پتانسیل ارزشمندی را در مواجهه با بحران‌ها بروز دهند.

                                                                                   زنان آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)




راسیسم تنگ چشم راست، برابر چین چپگرا

کرونا و رسوایی اخلاقی- فرهنگی- مدنیتیِ سرمایه داری

رفیق گرامی بهنام چنگائی در نتیجه گیری در پایان مقاله ی پرمضمون خود به درستی خواستار دریدن ماسک «چهره بزک کرده ی درندگان سرمایه و دینمداران مفتخور » توسط «نیروهای مترقی مردمی و چپ و کمونیست در ایران، آمریکا و جهان» می شود. او خواست را به درستی اهرمی پر توان برای «کارگران و زحمتکشان ایران و جهان» ارزیابی می کند بتوانند «دست در دست هم و بیاری خرد جمعی، طبقاتی و جهانی کارورزان خود را از چنگال دینکاران و سرمایه داران رهائی دهند.»

در تایید موضع رفیق گرامی چنگائی، به نظر می رسد در شرایط کنونی نبرد فرهنگی- اخلاقیِ مارکسیستی از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. ضد اخلاقی بودن سرمایه داری که در سرشت ضد انسانی کارکرد آن هویداست که در مقاله نشان داده می شود، باید افشا و رسوا شود. در برابر این سرشت ضد اخلاقی و خوار کننده ی انسان، باید سرشت رهایی بخش نبرد طبقاتی طبقه ی کارگر ایران و کشورهای را قرار داد که هدف عینی- ماتریالیستی آن چنین است: «پیامی سهمناک دارم تا همهٔ ابعاد واژگون شوند. همهٔ خوارشدگان بالا بیفزایند» (احسان طبری، با پچپچهٔ پاییز).

در ارتباط با نبرد فرهنگی- طبقاتی در شرایط کنونی و ازجمله در ارتباط با شرایط مشخص اقتصاد سیاسی حاکم بر جمهوری خلق چین که در جهت تامین گام به گام شرایط جامعه ی سوسیالیستی پیشرفته در این کشور است، به منظور جلوگیری از طول کلام، می توان از جمله به مقاله ی موضع نظری- تئوریک توده ای ستیزان (۱ و ۲) در سایت توده ای ها ارجاع داد

از اخبارروز

مقدمه از نتیجه گیریِ مقاله:کرونا بشریت زمینگیر، سرکوب شده، بیکار و گرسنه سراسر جهان را بیدارکرد تا آنها در روز روشن ببینند که همه حکومت های مذهبی و راست لیبرال جهانی، هرکدام خود در کشورهای شان سرمایه بانان درآمدهای غارتشده شان بوده و هستند. و همه ی دولت های راست، چه دکانداران مفتخور و انگل آخوندی و چه تراست ها و کارتل ها با نام دمکراسی بورژوائی، همگی تلبارکنندگان سرمایه های بشری بیش نبوده و نیستند که خود هرگز کار نکرده، ولی چنین آسان انباشت ثروت هنگفت دارند و هیچگاه هیچکدام شان بسان امروز کرونائی، تعهدی نسبت به حفظ زندگی انسان کار و تلاش نداشته و ندارند. آرزومندم که نیروهای مترقی مردمی و چپ و کمونیست در ایران، آمریکا و جهان تلاش بیشتر و تازه ای در راه روشنگری ها و افشاگری های لازم علیه ساختار گروهی سرمایه سالاران و زدودن هرگونه بهره کشی انسان از انسان را در پهنه جهانی چنان زیر پرسش پرجوش و خروش مردمی کنیم تا بشود و بتوانیم چهره بزک کرده ی درندگان سرمایه و دینمداران مفتخور را در پیش چشم دریده شدگان هرچه بهتر روشنتر و هویدا سازیم تا خود کارگران و زحمتکشان ایران و جهان دست در دست هم و بیاری خرد جمعی، طبقاتی و جهانی کارورزان خود را از چنگال دینکاران و سرمایه داران رهائی دهند.

***

در رسانه های راست راسیست های مچاله شده در چنگال کرونا خواندم که ژاپن مصمم به بیرون آوردن سرمایه هایش از چین شده است. این تاکتیک و حرکت فرضی از دید بلومبرگ: ژاپن می خواهد هرچه زودتر ۲ میلیارد دلار به شرکت ‌های خود در چین کمک ‌کند تا آنها تولید و فروش شان را از چین بیرون بکشند با این امید که چین دیگر نتواند کارخانه‌ های دنیا باشد و بماند. و تارو آسو معاون نخست ‌‌وزیر ژاپن در یک سخنرانی در پارلمان ژاپن: سازمان بهداشت جهانی باید نام خود را به سازمان بهداشت چینی تغییر دهد.

دونالد ترامپ هم در کنفرانس روزانه خود درباره شیوع بیماری کرونا در آمریکا اعلام کرد که پرداخت کمک به سازمان بهداشت جهانی ” WHO “را متوقف کرده است. واکنش آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل: تصمیم ترامپ در شرایط کنونی مبارزه جهانی با بیماری کرونا را ناتوان می کند، از اینرو او اقدام سیاسی راسیستی ترامپ را غلط ارزیابی کرد. تد کروز سناتور پُرهیاهوی جمھوریخواە نیز خواستار تحریم سران چین شد. وی گفته: دانشمندان چینی در آزمایشگاه‌ ها بر روی ویروس کرونا موجود در بدن خفاش‌ ها تحقیق و بررسی می ‌کرده‌ اند و ممکن است آنها باعث منتشرشدن کرونا شده باشند.

درین میان گوئی رئیس جمهور امپریالیسم آمریکا به باور خود مقصر اصلی بحران کرونا را یافته است و این مقصر جز سازمان بهداشت جهانی نیست که می باید توسط این قلدر تنبیه شود. البته این نخستین باری نیست که ترامپ راسیست و فاشیست عملکرد این سازمان را به باد انتقاد ویرانگر خود و دم و دستگاه ضدبشری گرفته است. هفته گذشته هم، وی تهدید کرده بود که تامین بودجه این سازمان را قطع می‌کند و اینک تهدید خود پیاده کرده است. یادمان هرگز نرود که گردنکشی دونالد ترامپ این میلیاردر انگل درست در اوج مبارزه جهانی با شیوع و کنترل بیماری مرگبار کروناست. او آشکارا نشان می دهد که به حق زندگی نوع بشر نیازمند به این پوشش بهداشت جهانی بی اعتناست و بهمین سادگی به دولت جهانخوار آمریکا دستور داده که پرداخت کمک به سازمان بهداشت جهانی را تعلیق کند. چرائی چنین اقدام ضدبشری؟ چون آمریکا غارتگر بزرگترین تامین کننده بودجه این نهاد جهانی ست. این کشور ۴۰۰ میلیون دلار از بودجه این سازمان را تامین کرده است. بهر رو ترامپ افزون بر آن این سازمان را به عملکرد غلط در امر مقابله با کرونا و همچنین لاپوشانی اخبار مربوط به شیوع این بیماری در چین متهم نموده است.

اینک بد نیست ما بدانیم که در مقایسه با ۴۰۰ میلیون دلار یارانه سازمان بهداشت و تندرستی جهان، هزینه سالانه نظامی امپریالیسم آمریکا برای ترورها و کشتارهای جهانی اش چقدر می باشد؟ بودجه ای که همه ساله با تصویب مجلس سنای آمریکا و مجلس نمایندگان و همچنین به گواه تاریخ این هزینه گزاف جز برای سرکشی ها و لشگرکشی های میلیتاریستی این کشور تبهکار در سراسر جهان نبوده و پیگیر خرج جنگ ها و تجاوزهایش به دیگر کشورها و سرکوب جنبش های مردمی و برابریخواهی جهان شده و می شود. بودجه ایکه در همین سال ۲۰۲۰ با افزایش تازه ی ۳%درصدی در مقایسه با سال پیش از ۷۱۶ میلیارد دلار، به ۷۳۸ میلیارد دلار بالابرده شده است.

ترامپ روز چهارشنبه گذشته و در واکنش به گزارش درباره منشا پیدائی ویروس کرونا در ووهان چین گفت که: دولت وی در تلاش است تا روشن کند آیا منشا ویروس کرونا از آزمایشگاهای ووهان چین بوده است یا خیر! مایک پومپئو هم گفته است که پکن می‌بایست پیرامون شیوع این ویروس شفاف سازی کند! و خبرگزاری رویترز گفته: به رغم شیوع گسترده ویروس کرونا، کووید ۱۹، منشا آن معمائی ست که هنوز حل نشده. ژنرال مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش تبهکار آمریکا نیز روز گذشته در واکنش به گزارش‌ ها پیرامون تولید این ویروس در آزمایشگاه گفته است که: منابع اطلاعاتی نشان می دهد که ویروس کرونا شاید منشا طبیعی داشته است، اما با اطمینان نمی‌ توان در باره ی پیدائی آن ابراز نظر کرد.

سخن کوتاه کنم! این راسیسم تنگ چشمانه سیاسی ژاپن، امپریالیسم آمریکا و دیگر هموندان ایرانی و جهانی شان علیه چین، بیش از آنچه که تصورش رود در دیدگاه مردمان بیدادزده و چپاولشده ی جهان رسواست؛ و کارائی در برابر تلاش و توانائی چین و پیروزی های کنونی اش در برابر پاندمی ۱۹ نداشته و نخواهدداشت. ما همینک می دانیم که پوشش های پیشگیری چین از آمریکای جهانخوار گرفته تا پاسداران حماقت و سرمایه در ایران، همگی آنانرا مورد پشتیبانی لجستیک قرارداده تا مگر دامنه ی گرفتاری به بیماری کرونا و قربانیان آن کمتر شود. کدام کشوری در پهنه جهانی وجوددارد که چنین یاری و همراهی با قربانیان کرونا در سراسر جهان داشته باشد؟ همچنین فراموش نکنیم که ((از سال ۱۹۹۹، دولت گردنکش آمریکا زرادخانه های سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی (سی بی دبلیو) خویش را علیه کشورهای فیلیپین، پورتوریکو، ویتنام، چین، کره شمالی، لائوس، کامبوج، کوبا، پناهندگان قایقی هائیتی، و همسایه خود کانادا، بر طبق کانتر پانچ (۵) انجام داده و پنهانی به پیش برده است. و این طیف راست راسیست و یکسویه نگر و مدافع فرهنگ برتری جوئی ها همگی بهتر است بداند که: همین حزب چین کمونیست که من کمونیست بر او نقدهای فراوانی دارم، سگ اش آبرو و شرف دارد به همان امپریالیسم آمریکا که در گستره جهان و برای ژاندارمی خویش و چپاول ملت ها، بیش از ۱۲۰۰ پایگاه مدرن نظامی و مرگبار دارد. پرسیدنی! چرا و برای چه استراتژی ها و هدف هائی؟ پاسخ روشن آن در برگ برگ تاریخ خونین و تبهکارانه این حکومت ۲۴۴ ساله نگاشته شده که او پیوسته در بیرون از مرزهای خود پی جهانخواری هایش بوده و همچنان هست؛ و اصولا هم امروزه دیگر برای کسانی که بی طرف و مدافع حقوق نوع بشر باشند هرگز پوشیده نیست که پدیده ی آمریکا برای انسان های صلحدوست و مسالمت جو چقدر هراسناک و دهشتناک می باشد. و این درست در شرایطی ست که همین حکومت چین حتی یک سرباز بیرون از مرزهای کشورش نداشته و ندارد؛ در گستره های فراوانی می شود چین را نقد سازش ناپذیر کرد که جایش اینک و درین نوشته نیست؛ اما از دستآوردهای چین هم باید بی نگاه راسیستی گفت و آموخت!.

این رژیم جهانخوار، تبهکار و ضدبشری آمریکا تنها برای جنگ و ویرانی افغانستان و عراق تاکنون بیش از ۶ بیلیون دلار هزینه میلیتاریسم اش کرده که علاوه بر شکست در همه ی طرح و برنامه های نظامی میلیتاریستی خود، عملا نیز اینک در اعماق باتلاق های آنها و بویژه در خاورمیانه گیر کرده و گند رسوائی اش نیز عالمگیر شده است. چه کسی هست که هنوز نداند همین آمریکای جنگ افروز است که سوخت ماندگاری “دین دولتی ـ ولائی” یکدست فاسد، تبهکار و چپاولگر در ایران را با برنامه های تسلط خویش بر خاورمیانه و میلیتاریستی کردن کل آن، پیوسته نیروی میرایش را بازتولید و تأمین کرده و برای همین هدف، با ایجاد دو قطب شرور مذهبی و ضدبشری “سنی شیعی” و بیاری داعش های آنان در منطقه و جهان، توانسته مراکز تولید جنگ افزارهای نظامی اش را چاق و چله کرده و هنوز می کند. مدافعان امپریالیسم آمریکا فراموش نکنند که بیش از ۴۰ میلیون از شهروندان آمریکا، حتی پوشش درمانی ندارند؛ چه رسد که درین فاصله کرونا و تا همین امروز ۲۳ میلیون آمریکائی، کار موقت یا ابزار درآمد بخور و نمیر خود را از دست داده اند تا امثال ترامپ های فاشیست و انگل بیشتر انباشت ثروت کنند و در همین یورش مرگبار کوید۱۹ چه صف بیدادرس ها و بی پناه ها و گرسنگان منتظر پوشش های غذائی می باشند و و امروز ترامپ با وعده ۱۲۰۰ دلارش بمردم گفت که آنها چک این پول را بنام او دریافت خواهند کرد و مسخرگی کار درین است که انگاری ترامپ آدمخوار این پول را از ثروت خویش بدان ها می دهد و نه از پول مایات هائی که خود آنها پرداخت کرده اند!

بگذریم؛ کرونا بشریت زمینگیر، سرکوب شده، بیکار و گرسنه سراسر جهان را بیدارکرد تا آنها در روز روشن ببینند که همه حکومت های مذهبی و راست لیبرال جهانی، هرکدام خود در کشورهای شان سرمایه بانان درآمدهای غارتشده شان بوده و هستند. و همه ی دولت های راست، چه دکانداران مفتخور و انگل آخوندی و چه تراست ها و کارتل ها با نام دمکراسی بورژوائی، همگی تلبارکنندگان سرمایه های بشری بیش نبوده و نیستند که خود هرگز کار نکرده، ولی چنین آسان انباشت ثروت هنگفت دارند و هیچگاه هیچکدام شان بسان امروز کرونائی، تعهدی نسبت به حفظ زندگی انسان کار و تلاش نداشته و ندارند. آرزومندم که نیروهای مترقی مردمی و چپ و کمونیست در ایران، آمریکا و جهان تلاش بیشتر و تازه ای در راه روشنگری ها و افشاگری های لازم علیه ساختار گروهی سرمایه سالاران و زدودن هرگونه بهره کشی انسان از انسان را در پهنه جهانی چنان زیر پرسش پرجوش و خروش مردمی کنیم تا بشود و بتوانیم چهره بزک کرده ی درندگان سرمایه و دینمداران مفتخور را در پیش چشم دریده شدگان هرچه بهتر روشنتر و هویدا سازیم تا خود کارگران و زحمتکشان ایران و جهان دست در دست هم و بیاری خرد جمعی، طبقاتی و جهانی کارورزان خود را از چنگال دینکاران و سرمایه داران رهائی دهند.

۲۸ فروردین ۱۳۹۹ ـ بهنام چنگائی




شکایت از وزیر کار بخاطر بی قانونی در افزایش حقوق کارگران

حداقل دستمزد

کانون عالی انجمن صنفی کارگری نخستین شکایت را از «محمد شریعتمداری» به دلیل نقض حقوق کارگران در جلسه شورای عالی کار و اعلام مصوبه غیرقانونی افزایش حقوق سال ۹۹ در دیوان عدالت اداری ثبت کرد

رئیس کانون عالی انجمن صنفی کارگری ایران گفت: وزیر تعاون که ریاست شورای عالی کار را به عهده دارد در تعیین میزان افزایش حقوق کارگران ماده ۴۱ قانون را آشکارا نقض کرده است.

به گزارش رکنا , ناصر چمنی افزود: حقوق کارگران باید با دو مولفه نرخ تورم اعلامی رسمی از سوی بانک مرکزی و تعیین هزینه سبد معیشت کارگران انجام شود اما در شورای عالی کار افزایش حقوق سال جاری کارگران بدون توجه به این مولفه ها تعیین شده است.

 شریعتمداری حقوق کارگران را نقض کرده است

وی ادامه داد: براساس جلسات کارشناسی شده در کمیته مزد میزان هزینه سبد معیشت کارگران چهار میلیون و ۹۴۰ هزار تومان تعیین و اعلام شد و این مصوبه را نمایندگان دولت، کارگری و کارفرمایی امضاء کردند اما هنگام تعیین میزان افزایش حقوق نه به این مصوبه کمیته مزد توجهی شد و نه نرخ تورم رسمی اعلامی از سوی بانک مرکزی مورد استناد قرار گرفت.

رئیس کانون عالی انجمن صنفی کارگری ایران تصریح کرد: با توجه به نقض ماده ۴۱ قانون کار و به منظور جلوگیری از تضییع حقوق کارگران از «محمد شریعتمداری» به عنوان رئیس شورای عالی کار در دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و پیگیر دادخواست خود خواهیم بود.




فهرست سخن روز- ۱۳۹۸

۱- «می خواستیم به اینجا برسیم؟»

سخن روز شماره: ۱ (۶ فروردین ۱۳۹۸)

۲-  پرسش ها در برابر چپ ایران! گفت و شنفت با محمد مالجو

  سخن روز ۲ / ۱۳۹۸- ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

۳-

۴- بغرنجی رابطه ی نبرد فرهنگی- طبقاتی

سخن روز شماره: ۴ (۱۹ فروردین ۱۳۹۸)

۵- دگرگون کن، دگرگون شو

سخن روز شماره: ۵ (۲۲ فروردین ۱۳۹۸)

۶- کلید پیروزی نبرد ضد استعماری- ضد امپریالیستی- ضد دیکتاتوری است

سخن روز شماره: ۶ (۲۴ فروردین ۱۳۹۸)

۷- سیلاب رودها و رگبار خشم توده ها

سخن روز شماره: ۷ (۲۶ فروردین ۱۳۹۸)

۸- انسان؛ زراندوز فرومایه یا رباینده آتش

سخن روز شماره: ۸ (۳۱ فروردین ۱۳۹۸)

۹- هنگامه ی گشودن «دروازه شهرهای ناگشوده» کی فرامی رسد؟

سخن روز شماره: ۹ ( ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸)

۱۰- آموزش از نبرد انقلابی در سودان برای ایران

سخن روز شماره: ۱۰ ( ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸)

۱۱- برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران

سخن روز شماره: ۱۱ ( ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸)

ادامه گفت و شنفت با رفیق احسان

۱۲- انقلاب بولیواری ونزوئلا در خطر است

انقلاب در خطر است، زیرا برنامه ی مشخص برای ادامه آن وجود ندارد

سخن روز شماره: ۱۲ ( ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸)

۱۳- “ملاحظات” ۱۰مهر برای چیست؟
تلفیق مبارزه ی داخل و خارج از کشور

سخن روز شماره: ۱۳ ( ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸)

۱۴- دیالکتیک نبرد فرهنگی- طبقاتی در شرایط کنونی در ایران

سخن روز شماره: ۱۳ (شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۱ مه ۲۰۱۹)

۱۵- تجربه‌ای آموزنده از اول ماه مه

سخن روز شماره: ۱۴ (سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۴ مه ۲۰۱۹)

۱۶- نبرد فرهنگی علیه ایدئولوژی طبقات حاکم در ایران

سخن روز شماره: ۱۶ (آدینه ۲۷ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۷ مه ۲۰۱۹)    

۱۷- سرشت مردمی- دمکراتیکِ میهن دوستی حزب توده ایران\

سخن روز شماره: ۲۷ (یک شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۹ مه ۲۰۱۹)

۱۸- گفت و شنفت پربار و سازنده با رفیق ملیحه

سخن روز شماره: ۲۸ (یک شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۹ مه ۲۰۱۹)

۱۹- تضاد خلق و دیکتاتوری ولایی، «تضاد اصلی»؟خشنودی از پا گرفتن بحث نظری میان توده‌ای ها

سخن روز شماره: ۲۹ (یک شنبه ۵ خرداد ۱٣۹٨ – ۲۶ مه ۲۰۱۹)

۲۰- پیام طبری دربارهء تضاد و اشکال آن

سخن روز شماره: ۳۰ (چهار شنبه ۸ خرداد ۱٣۹٨ – ۲۹ مه ۲۰۱۹)

۲۱- پورتونیسم چپ و راست و مبارزه ی مشخص با آن

سخن روز شماره:۲۰ (یک شنبه ۱۲ خرداد ۱٣۹٨ – ۲ ژوئن ۲۰۱۹)

۲۲- چرا تضاد اصلی میان کاروسرمایه و نه بین مردم و حاکمیت ولایی؟

سخن روز شماره:۲۱ (یک شنبه ۱۲ خرداد ۱٣۹٨ – ۲ ژوئن ۲۰۱۹)

۲۳- تفاوتی ناشی از سرشت هژمونی طبقه کارگر- ایران در چنبر امپریالیسم!

سخن روز شماره:۲۲ (چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱٣۹٨ – ۵ ژوئن ۲۰۱۹)

۲۴- خرده کاری در اندیشه، «سوزن دوزی بی انتها» است

سخن روز شماره:۲۳ (آدینه ۱۷ خرداد ۱٣۹٨ – ۷ ژوئن ۲۰۱۹)

۲۵- تئوری در خدمت توجیه سیاست؟

سخن روز شماره:۲۴ (دوشنبه ۲۰ خرداد ۱٣۹٨ – ۱۰ ژوئن ۲۰۱۹)

۲۶- آتشبانِ آتشکده ی سوسیالیسم باش!

سخن روز شماره ۲۶ (سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸ ۱۰ جون ۲۰۱۹)

۲۷- نبرد طبقاتی چهره های بسیار دارد!

سخن روز شماره ۲۷-۲۶ تیر ۱۳۹۸

۲۸- شکل و مضمون فعالیت ترویجی- روشنگرانه و اپورتونیسم راست

سخن روز شماره ۲۸  ۲۹ تیر ۱۳۹۸

۲۹- نگاهی به مضمون تز دکترای آقای اسماعیل ص در سایت ٬٬به پیش٬٬

سخن روز شماره ۲۹ ( ۲۱ امرداد ۱۳۹۸ – ۱۲ آگوست ۲۰۱۹)

۳۰- در ستایش کارگران هفته تپه و “سپیده”

سخن روز شماره ۳۰ ( ۲۵ امرداد ۱۳۹۸ – ۱۶ آگوست ۲۰۱۹)

۳۱- جزم گرایی (دگماتیسم) از نگاه اپرتونیسم راست

سخن روز شماره ۳۱ ( ۳۱ امرداد ۱۳۹۸ – ۲۲ آگوست ۲۰۱۹)

۳۲- دیالکتیک میان پیکار در درون و برون میهن

سخن روز شماره ۳۲ ( ۹ شهریور ۱۳۹۸ – ۳۱ آگوست ۲۰۱۹)

۳۳- حمایت به جای دخالت و درآمیزی

سخن روز شماره ۳۳( شهریور ۱۳۹۸ – ۳ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۴- وظیفه ی حزب انقلابی رشد اندیشه متفاوت در دامن خود است!

سخن روز شماره ۳۳ (۱۵ شهریور ۱۳۹۸ – ۶ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۵- چه کسی علیه مصالح عالیه ی حزب توده ایران عمل می کند؟نامه به یک رفیق

سخن روز شماره ۳۴(۲۱ شهریور ۱۳۹۸ – ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۶- کار مخفی یا مخفی بازی!

سخن روز شماره ۳۶ (۲۸ شهریور ۱۳۹۸ – ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۷- بی خیالی کشتی نشستگان حزب نسبت به غرق شدگان!

سخن روز شماره ۳۵ (۲۸ شهریور ۱۳۹۸ – ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۸- چپ انقلابی و «کدام آلترناتیو» برای ایران؟

سخن روز شماره ۳۵ (۶ مهر ۱۳۹۸ – ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹)

۳۹- چه جایگزینی برای نئولیبرالیسم می خواهیم؟

سخن روز شماره ۳۶ (۱۴ مهر ۱۳۹۸ – ۶ اکتبر ۲۰۱۹)

۴۰- نبرد توده‌ای ها در زندان کلیتی یک پارچه

سخن روز شماره ۳۷ (۲۰ مهر ۱۳۹۸ – ۱۲ اکتبر ۲۰۱۹)

۴۱- نظام ملی- دمکراتیک – «نظام توحیدی»

سخن روز شماره ۳۸/۹۸ -۲۴ مهر ۱۳۹۸ ۱۶ اکتبر ۲۰۱۹

۴۲- جریان سوم در حال ظهور در ایران

سخن روز شماره ۳۹/۹۸- ۳۰ مهر ۱۳۹۸– ۲۲ اکتبر ۲۰۱۹

۴۳- تحکیم صلح در سوریه و مساله بازگشت نیروهای مسلح ایران!

سخن روز شماره ۴۰/۹۸- ۳ آبان ۱۳۹۸– ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹

۴۴- «میانگین زرین» یا رابطه ی دیالکتیکی؟

سخن روز شماره ۴۴/۹۸ -۱۱ آبان ۱۳۹۸– ۲ نوامبر

45- مرحله ی گذار و تضادی که حزب کمونیست ونزوئلا نشان می‌دهد

سخن روز شماره ۴۵/۹۸-۱۲ آبان ۱۳۹۸– ۴ نوامبر

46- پیشنهاد «رهبر»، راه حل نیست!

سخن روز شماره ۴۶/۹۸-۱۲ آبان ۱۳۹۸– ۴ نوامبر

47- اصلاح طلبی در شرایط کنونی، گونه‌ای «مرده»!

سخن روز شماره ۴۷/۹۸-۱۷ آبان ۱۳۹۸– ۹ نوامبر

48- «برخلاف دیدگاه رهبر»، جایگزین انقلابی را به ثمر برسانیم!

سخن روز شماره ۴۸/۹۸-۱۹ آبان ۱۳۹۸– ۱۱ نوامبر

49-  در سودان «در بر همان پاشنه می گردد» و سرنوشت حزب توده ایران!

سخن روز شماره ۴۹/۹۸-۲۱ آبان ۱۳۹۸– ۱۳ نوامبر

50- از سرشت انقلابی مارکسیسم دفاع کنیم!

سخن روز شماره ۵۰/۹۸-۲۳ آبان ۱۳۹۸– ۱۵ نوامبر

51- سکون تاج زاده پنهان در پس حرکت به دور محور نظام

سخن روز شماره ۵۱/۹۸-۲۵ آبان ۱۳۹۸– ۱۷ نوامبر

52- سرشت روند انقلابی در ایران و وظایف در برابر آن

سخن روز شماره ۵۲/۹۹-۲۹ آبان ۱۳۹۸– ۲۱ نوامبر

53- پدیده ی چشمگیر شرکت زنان در جنبش انقلابی کنونی

سخن روز شماره ۵۳/۹۹-۲ آذر ۱۳۹۸– ۲۳ نوامبر

54- بازگشت اردوی کار وزحمت به خیابان ها

نویدنو شش آذر 1398-سخن روز شماره 54

ششم آذر 1398 25 نوامبر 2019

55- «جنگ جهانی» یا جنگ طبقاتی داخلی؟

سخن روز شماره ۵۵/۹۸-۶ آذر ۱۳۹۸ ۲۷ نوامبر

56- اسلوب بررسی و مضمون توده‌ای ستیزی

سخن روز شماره ۵۶/۹۸-۱۲ آذر ۱۳۹۸ ۲ دسامبر

57- آموزش از کشتار در ایران و کودتای بولیوی

سخن روز شماره ۵۷/۹۸-۱۶ آذر ۱۳۹۸ـ ۷ دسامبر

58- “راه توده” ، کیانوری و توجیه دفاع از ارتجاع

سخن روز شماره ۵۸/۹۸-۱۸ آذر ۱۳۹۸ ۹ دسامبر ۲۰۱۹

به نقل از نویدنو ۱۷ آذر ۱۳۹۸

59- مشکل هنگام اندیشیدن آغاز می شود، برای موسی غنی نژاد هم!

سخن روز شماره ۵۹/۸  ۲۱آذر ۱۳۹۸ -۱۲دسامبر ۲۰۱۹

60- رفیق کیانوری علیـه “راه توده“!

سخن روز شماره ۶۰/۹۸-۲۵آذر ۱۳۹۸ -۱۶دسامبر۲۰۱۹

۶۱- فردگرایی، شاخ گاو مقدسی به نام فئتیش!

سخن روز شماره ۶۱/۹۸-۴ دی ۱۳۹۸  ۲۵ دسامبر ۲۰۱۹

۶۲- اطلاعیه: سواستفاده بابک امیر خسروی به بهانه ی پیوستن زنده یاد رفیق بانو ملکه محمدی به ابدیت .

سخن روز شماره ۶۲/۹۸-۹ دی ۱۳۹۸ – ۳۰ دسامبر۲۰۱۹

۶۳- مساله ی ملی در ایران در انتظار راه حلی مردمی- تاریخی!

سخن روز شماره ۶۳/۹۸-۱۴ دی ۱۳۹۸ – ۴ ژانویه ۲۰۲۰

۶۴- سوگواریِ علی خدایی برای مهدی پرتوی

سخن روز ۶۴/۹۸-۱۵ دی ۱۳۹۸  ۵ ٰژانویه ۲۰۲۰

۶۵- منافع ملی ایران و سیاست متضاد خارجی رژیم ولایی

سخن روز ۶۵/۹۸-۱۶ دی ۱۳۹۸ ۶ ژانویه ۲۰۲۰

۶۶- سیاست صلح آمیز و منافع ملی ایران
همزیستی مسالمت آمیز و مبارزه ی ضد امپریالیستی

سخن روز شماره ۶۶/۹۸-هفده دی ۱۳۹۸-نه زانویه ۲۰۱۰

۶۷- تغییر شرایط نبرد طبقاتی در ایران از منظر زحمتکشان!

سخن روز شماره ۶۷/ ۹۸-بیست و یکم دی ۱۳۹۸-سیزدهم ژانویه ۲۰۲۰

۶۸- جنبش ملی دموکراتیک ایران و چالش های جمهوری اسلامی ایران و آمریکا

بازانتشار سخن روز از نویدنو ۲۴ دی ۱۳۹۸ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰

توده‌ای ها

سخن روز شماره ۶۹/۹۸-۲۴ دی ۱۳۹۸ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ 

۶۹-

۷۰- «سایه خدا» به صحنه می آید!استراتژی و تاکتیک نیروی نو!

سخن روز شماره ۹۸/۷۰  ۱بهمن۱۳۹۸ -۲۱ ژانویه ۲۰۲۰

۷۱- «اکنون به مثابه تاریخ»، روند زایش نو!

سخن روز شماره ۹۸/۷۱-۴ بهمن۱۳۹۸ -۲۴ ژانویه۲۰۲۰

۷۲- پاره پاره بودن جنبش توده‌ای و دفاع از منافع طبقه ی کارگر ایران!

سخن روز شماره ۹۸/۷۲- هشتم بهمن۱۳۹۸ -۲۸ ژانویه۲۰۲۰

۷۳-«دمکراسی خواهی» طبقاتیِ!

سخن روز شماره ۹۸/۷۴- ۱۴ بهمن۱۳۹۸ -۳ فوریه۲۰۲۰

۷۴- آموزش تئوری فلسفه ی مارکسیستی!

سخن روز شماره ۹۸/۷۳-۱۴ بهمن۱۳۹۸ -۳ فوریه۲۰۲۰

۷۵-تلفیق مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی وظیفه امروز است!

سخن روز شماره ۹۸/۷۶-۱۵ بهمن۱۳۹۸ -۴ فوریه۲۰۲۰

۷۶- سازگارسازی زبان با زمان خود!

سخن روز شماره ۹۸/۷۷-۲۶ بهمن ۱۳۹۸- ۱۵ فوریه۲۰۲۰

۷۷- زبان علمی مارکسیستی را ارج نهیم و حفظ کنیم!

سخن روز شماره ۹۸/۷۸-۲۶ بهمن ۱۳۹۸- ۱۵ فوریه۲۰۲۰

۷۸- مبارزه با فرهنگ فردگرایی نئولیبرالی در کشور!

ابی              

سخن روز شماره ۹۸/۷۹-۲۷ بهمن ۱۳۹۸- ۱۶ فوریه۲۰۲۰

۷۹- فقدان آلترناتیو و منطق بد و بدتر

نویدنو

سخن روز شماره ۹۸/۸۰-۲۸ بهمن ۱۳۹۸- ۱۷فوریه۲۰۲۰

۸۰- حزب توده ایران و مقوله ی «اسلام سیاسی» نزد کسرا فروهی

سخن روز شماره ۹۸/۸۱-۲۹ بهمن ۱۳۹۸- ۱۷۱۸ فوریه۲۰۲۰

۸۱- کـودتـای نـرم!؟

سخن روز شماره ۸۲-۵ اسفند ۱۳۹۸، ۲۴ فوربه ۲۰۲۰

۸۲- تحول دموکراتیک، بدون سمت گیری سوسیالیستی سرابی بیش نیست

مارس 1, 2020

۸۳- برنامه ی جایگزین، تکانه ی رشد اجتماعی!
خبر برگزاری پلنوم وسیع کمیته مرکزی در نامه مردم

سخن روز شماره ۸۳-۱۸ اسفند ۱۳۹۸، ۸ مارس ۲۰۲۰

۸۴- چرا به کنگره می رویم؟

سخن روز شماره ۸۴-۲۰ اسفند ۱۳۹۸، ۱۰ مارس ۲۰۲۰

۸۵- حزب توده ایران و سلامتی مردم میهن ما
حفظ سلامتی وظیفه‌ای عمومی در اقتصاد سیاسی مترقی

سخن روز شماره ۸۵-۲۲ اسفند ۱۳۹۸، ۱۲ مارس ۲۰۲۰